رو به فردا : زاکانی - اطاعت (قسمت دوم)

مجري برنامه، در نتيجه گيري از سخنان اطاعت سه مطلب، آزادي اجتماعات، توقيف روزنامه ها و بازداشت ها را مورد توجه قرار داد و از زاکاني خواست که در خصوص آنها توضيح دهد. وي افزود: البته من نمي دانم چرا بحث اقتصادي را مطرح کردند.
زاکاني خطاب به اطاعت گفت: مي شود درباره ماده سوم برنامه چهارم توسعه که خودتان نوشتيد، به بينندگان توضيح بدهيد.
اطاعت پاسخ داد: اين برنامه که مربوط به هشت سال قبل است، من سؤال مي کنم که ماده 73 برنامه چهارم را توضيح دهيد، آيا مي توانيد. اگر توانستيد من هم توضيح مي دهم.
زاکاني اظهار داشت: استفاده کردم اما معتقدم يک عنصر آکادميک دانشگاهي بايد کلاسهبندي شده و شسته رفته صحبت کند نه از هرچيزي مطلبي بگويد.
اطاعت گفت: من مثال هاي مختلف در زمينه هاي مختلف آوردم تا راهي پيش پاي ما بگذاريد که منتقدان و معترضان نسبت به وضع موجود، چگونه انتقاد و اعتراض خود را بيان کنند.
زاکاني تصريح کرد: از همين موضوع اقتصادي شروع مي کنم، متاسفانه آنچه که مصوب شده در برنامه چهارم ماده 3 و خود آقاي اطاعت که در تصويب آن نقش داشته و الان اطلاع کافي از آن ندارد.
وي در واکنش به مداخله آقاي اطاعت در حرف هايش گفت: اجازه بدهيد من هنگام فرمايش هاي شما سکوت مي کنم دقيقا و آنها را در ذهنم دسته بندي مي کنم تا يکي يکي پاسخ بگويم واگر جايي فراموش کردم بفرماييد تا پاسخ بگويم.
زاکاني بعداز معذرت خواهي اطاعت ادامه داد: از ابتداي سال 84 قرار بوده که بر مبناي قيمت فوب خليج فارس در واقع حامل هاي انرژي در ايران فروش برود، يعني اگر بنزين ليتري 80 تومان بوده، بنا بوده از ابتداي سال 84 و نه 10 سال بعد، بشود قريب 360 تا 370 تومان. چون ده سنت گازوييل در بازارهاي جهاني از بنزين گرانتر است، بنا بوده که 15 تومان بشود 180 تومان. به نظرم دوستان مردم فکور ايران، عناصر دانشگاهي و بزرگان و عزيزان را عناصري مي ديده اند که هرچه بيان مي کنند از روي احساسات، مي پذيرند و موظف به قبول هستند.
مجلس هفتم اقداماتش در جهت منافع ملي و توجه به حال عموم مردم بود. بهخاطر اينکه ما 15 تومان و 20 تومان اضافه مي کرديم، يک شوک قيمتي وارد مي شد و اين در حالي است که آقايان قرار بود 290 تا 300 تومان يکباره گران کنند. ما جلوي اين را گرفتيم.
در حوزه اقتصاد توجه کنند در مجلس ششم که خود آقاي اطاعت بودند، بيان مي کردند، ما که شعار اقتصادي نداديم که بخواهيم به اقتصاد مردم رسيدگي کنيم. بياناتشان کاملا معلوم است، مي گفتند ما شعار آزادي داديم لذا توجه ما به ايجاد آزادي هاي مدني است، در حوزه سياسي مسئوليت داريم زيرا شعارهاي سياسي داديم.
اين از نظريات بديع ايشان بود كه اصولگرايي را که زاده دهه 80 است را بردند زمان جناب آقاي هاشمي رفسنجاني که تورم 49 و نيم درصد شد. براساس سياست هاي اقتصادي دولت تجربه شد و آن را منتسب به اصولگرايي کردند که جعلش مربوط به سال هاي 81 و يا 82 است. اين اسباب تعجب من شد.
مجري: تمايل دارم بحث يارانه ها و اقتصاد را در ادامه بررسي کنيم.
زاکاني اظهار داشت: نکاتي است که بايدتوضيح بدهم، ايشان از هر دري مطلبي را تقديم ملت کرد يک دسته گلي تقديم کرد. توجه جناب اطاعت را جلب مي کنم به آخرين مصاحبه جناب آقاي خاتمي در سال آخر دوره رياست جمهوريشان که پرسيده شد آيا آرزويي داريد يا نه که ايشان بيان کرد کاش مي توانستم يارانه ها را سامان بدهم.
نکته بعد، کارهاي بزرگي که در جريان اصولگرايي شد مثل همين بحث بنزين، يکي از عزيزان و خواهر محترمه اصلاحات که الان عضو شوراي شهر تهران است، گفته بود که مي خواستيم اين کار را بکنيم اما اين جسارت ها نبود چون مي ترسيدم باعث تنش در جامعه بشود.
مي خواهم عرض کنيم در عرصه اقتصادي اکنون مسير انتخاب شده به اساس جامعه و اصلاح امور برمي گردد.
در حوزه سياسي که ايشان (آقاي اطاعت) خيلي اظهار علاقه و تعلق مي کند، به هر حال خودشان که از متحصنين عزيز مجلس ششم هستند و علي الظاهر آن نامه 127 نماينده به مقام معظم رهبري را هم امضا کرده اند که بيان کردند به ايشان از موضع منافع ملي عقب نشيني کنيد و جام زهر را بنوشيد همانگونه که امام در جنگ نوشيدند و اگر نبوده اند، بفرمايند.
مجري متذکر شد: سابقه خوبي از شخصي شدن مباحث نداريم.
زاکاني اظهار داشت: ايشان نکاتي را بيان کردند که من خواهش مي کنم برويم روي اصل موضوع، به اعتقاد من سه واژه دروغ، تقلب و جنايت، واژه هايي بودند که مبناي اين شرايط اخير قرار گرفت. بنده هم نگفتم که کسينجر همه اين کارها را کرد، آنها اگر عرضه داشته باشند، خودشان را جمع کنند، بحث من اين بود که خواست آنها اين است، ما بايد توجه کنيم يک وقت در پازل آنها و نقش نماي آنها بازي نکنيم و اين خيلي مهم است.
بحث دروغ، تقلب و جنايت مقدمه اين ذهنيت ها شد. فرداي آن روز هنوز نتايج توسط شوراي نگهبان تاييد نشده بود که اعلام کردند اين انتخابات بايد باطل شود. خوب من از جناب آقاي اطاعت مي پرسم که اين کار غير قانوني چرا، شما صحبت از مردم مي کنيد مردم به نظرم خوب است، شهروند درجه يک و دو نکنيد. كل مردم ايران عزيزند، وقتي 24 ميليون و خورده اي راي مي دهند به کسي راي آنها عزيز و محترم است، هم سيزده ميليون و خرده اي که به فرد ديگري راي مي دهند و الباقي که به جناب آقاي رضايي و جناب آقاي کروبي راي مي دهند راي همه محترم است و بايد به ديده احترام به اين راي نگاه كنيم.
فردا ظهر روز شنبه بعداز انتخابات، من قبلا هم عرض کردم هياتي از مجلس رفتيم دنبال کرديم موضوع را، هم خدمت آقاي موسوي رسيديم که اقلا يک ادله و يک دليلي براي درخواست ابطال انتخابات مطرح کنند. دليلي نشنيديم، شش نفر از نمايندگان مجلس بوديم فرداي آن روز که خدمت جناب آقاي هاشمي رسيديم، بيانشان اين بود، اصلا في الواقع ظهر روز شنبه بيست و سوم جناب آقاي موسوي، جناب آقاي خاتمي و جناب آقاي حاج سيد حسن آقاي خميني اين عزيزان آمدن دفتر جناب آقاي هاشمي، خود آقاي هاشمي بيانشان اين بود که آقاي موسوي کف خواسته هايش ابطال انتخابات بود، من از جنابعالي سؤال مي کنم که با کدام ادله، با کدام منطق در حقيقت بناست راي اکثريت زيرپاگذاشته شود و بعد هم شعار در واقع مدنيت و دموکراسي بيان شود، اين با کدام منطق سازگار است. من خواهش مي کنم که اين را بيان کنيد.
مجري: آقاي دکتر اطاعت بحث را از موضع در واقع مرحله تقلب انتخابات آغاز نکردند، نکته اين است که ايشان اعتراضات بعداز انتخابات را معلول علت هاي ديگر مي داند که يکي اقتصاد است و در واقع معترض رفتار حاکميت با معترضان است.
زاکاني ادامه داد: من عرضم اين است که با کدام منطق اين اتفاق افتاد و با کدام منطق ظهر روز شنبه بيست و سوم اعلام مي شود که کف خواسته هاي جناب آقاي موسوي ابطال انتخابات است و چيزهاي ديگري هم مي خواهد. جناب آقاي موسوي که شب جمعه بيست و دوم انتهاي شب مصاحبه مطبوعاتي کرده و خودشان را پيروز انتخابات مي دانند. علاوه بر اين که در حقيقت کميته صيانت از آرا اطلاعيه مي دهد روز شنبه و بعد اعلام مي کند که اگر دليل دارند، دليل را به کميته صيانت از آرا منتقل کنند، حکم را داده و بعد دنبال دليل مي گردد. من عرضم اين بود که بهتر نبود جناب آقاي موسوي مسير قانوني را انتخاب مي کردند و بعد هم اين سؤال را از جناب اطاعت دارم که خدمت شما عرض کنم که نظام چهکار مي تونست بکند بعد از انتخابات که بيش از ظرفيتهاي قانوني اش را دنبال کرده در خدمت دوستان قرار بده تا بتوانند در راستاي استيفاي حقوق خودشان فرضا که اين مسيري را دوستان انتخاب نکردند و دنبال نکردند، اگر نکته اي دارند در اين مسئله هم بيان کنند.
اما راجع به بحث فضاي تنگ سياسي کشور که ايشون بيان داشته و اينکه انتخابات آزاد نيست، رد صلاحيت ميشود و شرايطي از اين دست. من توجه ايشان را جلب مي کنم به انتخاباتي که هيچ رد صلاحيت در آن نبود و مردم آزادنه آمدند پاي صندوق هاي راي. انتخابات شوراي دوم شهر و روستا که اتفاقا ناظر آقايان بودند در مجلس ششم و در واقع مجرياش وزارت کشوري بود که متولياش جناب آقاي خاتمي بود. من به نظرم آنجا مردم راي و نظرخودشان را دادند، همه آن کساني که جناب آقا بيانشان اين هست که آنها را رد صلاحيت مي کنند و از جمله عناصر نهضت آزادي که امام خطاب به آقاي محتشمي آنها را براي هر منصبي خط قرمز دانست و آنها را داراي انحراف اعتقادي بيان کرد که اتفاقا دراين نمونه، روزنامه اعتماد ملي که آقاي اطاعت متعلق به آن است، دبيركل آن گروهك سرمقاله نويس آن بود، بايد پاسخ بدهند که چرا از خط امام عدول کردند که امروز در اين موضع قرار گرفتند. در اين مقطع همه ثبت نام کردند، مردم انتخابات خودشان را کردند در اوج شعارهاي سياسي مردم به اقليت حضور در پاي صندوق هاي راي نشان دادند که معترض هستند به همين آقايان در حقيقت آن مسيري بود که اختيار و انتخاب شد و اتفاقا در دوره اصولگرايي اين اکثريت زير 85 درصدي را شما شاهد هستيد.
دوست عزيزمان مي فرمايند که در واقع اصل 27 قانون اساسي بيانشان اين است که اجتماعات آزاد است مگر مخل مباني اسلام باشد. تجربه نشان داده در اجتماعاتي که دوستان مي گذارند، خروجي آن، اين اتفاقات نامبارک است و براي آن هم مثالهاي متعددي در ذهن بنده است. که اصلا مربوط به اين دوره نيست و مربوط به دوره هاي قبل است. يعني درواقع وقتي شروع مي کنند يك کاري را دنبال کردن، خروجيش اتفاقات و مواردي مي افتد که عملا دوستان نمي توانند کنترل کنند شرايط را، نمي توانند گفتمان حاکمشان را کنترل کنند. خروجيش به نتايجي منتج مي شود كه حتما مخل آن مباني اسلامي است و دوستان التزامي ندارند، ميگويند نيروي انتظامي کنترل کند، درخواست تجمع مي دهند اما اگر در تجمع آشوبي صورت گرفت در واقع هيچ مسئوليتي در قبال آن نمي پذيرند. لذا عقل سليم حکم مي کند که درواقع يا بايد شما مسئوليت پذيري داشته باشيد يا اگر مسئوليت پذير نيستيد، بستر را نبايد براي آشوبگر فراهم کنيد.
از جمله روز بيست و پنجم در چهارراه خوش راهپيمايي کاملا آرام را بردند به سمتي که چندين نفر کشته شدند و حمله کردند به پايگاه بسيج که چند صد اسلحه در آن پايگاه بود و اگر اين اسلحه ها بهدست آنها مي افتاد، فتنه اي در شهر تهران راه مي افتاد و اينها به چند صد نفر هم قناعت نمي کردند، آسيبي که ملت مي زدند.
نکته دوم که بحث روزنامه ها را مي فرمايند، من دو دوره عضو هيئت منصفه مطبوعات بودم و از نزديک با روند مطبوعات آشنا بودم که در همان دوره در حقيقت روزنامه هاي اجاره اي، روزنامه هايي که مثلا دانشمند اين اجاره داده شده بود يک تيمي بودند اجاره مي کردند و مي آمدند روزنامه ها را اداره مي کردند و يک پولي هم ماهانه به مطبوعات مي دادند، سيري را دنبال مي کردند و مي رفتند، يک موقع است که روزنامه اعتماد هست الان اين فرمايشات شما را دارد دنبال مي کند آفتاب يزد است روزنامه هاي ديگر است که دارند بيان مي کنند. درحقيقت مسيري که اختيار و انتخاب مي شود، يک مسيري که انتخاب مي شود بايد يک مسير درستي در مسير قانون باشد تا به يک نوعي اگر يک روزنامه اي مسئوليت هاي خودش را در ايجاد ابهام و در توسعه تهمت و شايعه پراکني در جامعه پرداخت، ايشان بفرمايند که يک همچنين روزنامه اي حق حيات دارد يا ندارد يا بايد نسبت به قانون و در چارچوب قانون پاسخگو باشد.
من عرضم اين است تاکيدي که برادر عزيزمان که دارند در قالب فرمايشان حضرت امير بله. حضرت امير تا وقتي که به يک نوعي در واقع خوارج دست به شمشير نبردند، جور ديگري عمل کرد اما اگر خوارج دست به شمشير بردند که بردند و مزاحم شدند و چند صد نفرشان را حضرت در نصف روز از دم شمشير گذراندند. اين هم منطق حضرت امير است، يعني اگر در حقيقت حکومت اسلامي و نظام اسلامي و مردم را همين خوارج تهديد نکنند، در واقع آن حرف و بيان باشد، تحمل کاملا صورت مي گيرد و کار انجام مي شود، اما اگر در اين مقام پاي خود را فراتر گذاشتند، منطق حضرت امير چهار مرتبه را بيان مي کند و بعد هم بيانشان اين است که اگر پاي خود را گذاشتيد در جايي که با منافع مردم در تضاد بود و خواستيد در حقيقت امنيت را زير پا بگذاريد و به آزادي ديگران و به حقوق اسلامي ديگران تجاوز کنيد، آن هم کاملا معلوم است. آن اقليت آشوبگري که امروز دستهاي پنهان و پيداي بيگانه در آن پيداست، اگر انسان انصاف داشته باشد، ربطي به معترضين ندارند. آن اقليت آشوبگري است که از بستر استفاده کرده و اتفاقا آن جرم بزرگي که اتفاق افتاده، اين است که اولا چرا حق عمومي مردم در حقيقت ناديده گرفته شده و آن حضور باشکوه زير پا گذاشته شد و نظام متهم شد به چيزهايي که همهاش دروغ بود مثل تجاوز و امثالهم که همش دروغ بود.
نکته دوم که چرا همچنين بستري براي آشوب گران ايجاد شد که به هر حال آشوبگر راه برخورد با آن با همون منطق حضرت امير کاملا معلوم است و راه پاسخگويي به منتقدان هم ميدان دادن و بيان کردن صحبت هاي آنهاست. لذا خواهشم اين است که جناب آقاي اطاعت راجع به اين جهت ها هم توضيحات لازم را ارائه نمايند.
مجري گفت: آقاي دکتر اطاعت شما بالاخره نکاتي را يادداشت کرده ايد بايد پاسخ بدهيد. منتهي علاقمندم بالاخره بايد يک بحثي به سرانجام برسد، بهويژه راجع به انتقاداتي که شما از وضعيت اقتصادي داشتيد و بحث برنامه ها و اينها، اگر روي اين هم مستوفي توضيح بدهيد، خيلي ممنون خواهيم شد.
اطاعت تصريح کرد: خدمت شما عرض کنم طرح تثبيت قيمت ها که دوستان در مجلس هفتم آوردند، به خاطر جلوگيري از افزايش 10 درصد بود که مشکلاتي را براي کشور به بار آورد. در برنامه چهارم سرجمع همه يارانه ها بود که در طي فرآيند پلکاني اين کار صورت بگيرد و اگر بخواهيم دفعي اين کار را انجام بدهيم، بله آقاي خاتمي حرف درستي زده همه ما هم موافقيم که در واقع يارانه ها هدفمند بشود، منتها مثلا اگر قرار است قيمت بنزين آزاد شود، بايد زيرساختهاي حمل و نقل را درست کنيم، مثلا متروي تهران را توسعه بدهيم، اهواز، شيراز، مشهد،اصفهان و تبريز و جاهاي ديگر و بهتدريج ماشين ها را گازسوز کنيم که زندگي مردم از بنزين منفک شود و بعد ديگر بنزين را هم آزاد کرديم خيلي آسيبي به مردم نمي زند.
مجري: اگر شما الآن نماينده مجلس هشتم بوديد و شايد کانديداي مجلس نهم بشويد، چه طرحي را پيشنهاد مي کنيد؟
اطاعت: من بايد پاسخ آقاي زاکاني را بدهم، اگر خواستيد يک برنامه اقتصادي بگذاريد من در خدمت شما خواهم بود من اجمالا عرض کنم که ايشان مي فرمايند شما درمجلس ششم گفتيد که ما شعار اقتصادي نداديم، اصلا سياست و اقتصاد از هم منفک نيست، در ثاني اگر ما شعار اقتصادي نداديم، تورم 18 درصدي که تحويل گرفتيم، کرديم تورم 11 درصد، به گونه اي شيب تورم روبه نزول بود که در برنامه چهارم9/9 درصد پيش بيني کرديم يعني يک رقمي شود. ولي خوب ما که شعار اقتصادي نداديم در آن زمان سخنان دوستان از بيرون درباره اين معيشت مردم گوش فلک را کر کرده بودند که چرا به معيشت مردم توجه نمي کنند و من سؤالم اين است که شما الان که دو دوره است در مجلس هستيد، معيشت مردم را چهکار کرديد؟ ضمن اينکه آقاي دکتر زاکاني من عرض کنم خدمت شما که حل شدن معيشت مردم راه حل سياسي دارد، راه حل دموکراتيک دارد با رد صلاحيت که نماينده واقعي مردم تو مجلس نرود، نمي تواند مشکل مردم را حل کنه شما يه آدم صاحب نظر را رد صلاحيت مي کنيد و يک فرد که تبحر نداره مي شه نماينده مجلس خوب نمي تونه مشکل مردم را حل کند من يك مثال بزنم؛ در تابستان من يک تحقيقي را انجام دادم يک مقايسه تطبيقي کردم بين کشورهاي اروپاي غربي که در آنها کارهاي دموکراتيک بيشتر مي شد و کشورهاي اروپاي شرقي که کمتر رعايت مي شد. ميانگين درآمد سرانه کشورهاي اروپاي غربي دموکراتيک، کشورهاي آزاد، بالاي 31 هزار دلار است و اروپاي شرقي که دموکراسي در آنها کمتر است و هنوز نهادينه نشده 4 هزار و خرده اي است يعني يک فاصله عجيبي را دارد و من همين جا عرض کنم که ما از 187 کشور آمار گرفتم درآمد سرانه ما، کشور هشتادوسومي هستيم ما هفت درصد منابع دنيا را داريم. واقعا براي کشوري مثل ما که دومين کشور داراي ذخاير نفت دنيا هستيم بعد از عربستان و دومين کشور داراي ذخاير گاز دنيا هستيم با 16 درصد گاز و 11 درصد نفت. ما واقعا بايد کشوري باشيم که وضع 14 درصد زير خط فقر داريم و اماري که بانک مرکزي اعلام کرده است، رشد اين زير خط فقر 2 درصد است يعني روز بروز داريم فقيرتر مي شويم.
ما قرار بوده است در برنامه چهارم توسعه با نفت 19،5 دلاري تورم را 9/9 درصد بکنيم ولي دوستان با نفت 80 دلاري رسانده اند به الي ماشاالله حالا مي گويند 25 يا 30 درصد ولي واقعا خيلي بيش از اينهاست و مردم آن را لمس مي کنند ضمن اينکه الان در دوره رکود اقتصاي هستيم.
من يک اشاره بکنم که در بحث اقتصاد نماينده عربستان در کنفرانس دوحه اشاره کرد که ما خوشمان نمي آيد که دنياي غرب دچار بحران اقتصادي شده است ولي ما سود کرديم از اين بحران چرا؟ چون مشاوران اقتصادي به ما گفتند شما نفت گران خود را بفروشيد که حدود 130 تا 140 دلار شده بود ما چهارصد ميليارد دلار صندوق ذخيره ارزي که پول در آن جمع کرده ايم، گفتند هزينه نکنيد ما بعدا خواهيم گفت که کي هزينه کنيد. بحران اقتصادي که شد او زمان چون قيمت تمام شده پروژه ها بيشتر بود، چون وقتي بحران اقتصادي مي شود کار نيست، شرکت هاي سازنده حاضرند با نيم بها هم بيايند انجام بدهند، گفت ما الان با چهارصد ميليارددلاري که در ذخيره ارزي داريم مي توانيم معادل چيزي حدود 1000 ميليارد دلار سازندگي توي کشور انجام دهيم.
ما در چهار سال اول دولت، دولت آقاي احمدي نژاد بيش از 300 ميليارد دلار درآمد داشتيم، نفهميديم چي شد؟ کجا رفت، کجا هزينه شد؟ چه سازندگي صورت گرفت؟ و در بحث انتخابات مثلا سازندگي از چه نوعي بود قطار شيرازي که من اهل آنجاهستم، آمدند و قطار را براي قبل از انتخابات روي خاک ريل راه اهن کشيدند مي خواهم اينها را بگويم که مردم را عصباني مي کند، توهين به شعور ملت اينهاست، يک مسافر را با اين قطار به هر ضرب و زوري بود، مسافر را از شيراز سوار کردند و براي سالگرد امام آوردند تهران، قطار بعدي که رفت، از ريل خارج شد الان اين قطار کجاست؟ تصويرهاي آن را اقلا از روي اينترنت ببينيم. جايي که بنا بوده پل بزنند رودخانه اي که بايد پر مي کردند با کمپرسي با خاک پر کردند خط اهن کشيدند که فقط بخاطر راي اين کار را انجام دادند.
مجري: در شهر شما اتفاقي نيفتاده؟ سازندگي انجام نشده است.
اطاعت: در شهر داراب که من نماينده اش بودم، در دوران اصلاحات که ما به قول ايشان شعار اقتصادي نداديم يک کارخانه سيمان را با 11 درصد پيشرفت فيزيکي به اتمام رسانديم. يک بيمارستان با 33 درصد پيشرفت فيزيکي به اتمام رسانديم.يک سد را شروع کرديم که در سال اولي که ما شروع کرديم، سه و نيم درصد پيشرفت فيزيکي داشت. من پرينت اينها را گرفته ام و دارم ولي الان که قرار بود در سال 85 به بهره برداري برسد، هنوز به بهره برداري نرسيده، گازكشي کرديم در عرصه هاي مختلف. من از استاندار دولت آقاي احمدي نژاد در چهار سال قبل سؤال کردم که شما که کاري انجام نداديد، فقط به ما بگوييد قرار است چهکاري را انجام بدهيد که ما سه يا چهار سال آينده بياييم، به شما بگوييم چرا اين کارها انجام نشده است، يک تابلو راجع به پتروشيمي در فقط در داراب نصب کرده اند، ديگر چيزي نديده ايم.
مجري سؤال کرد:شما در مجلس هفتم رد صلاحيت شديد؟
اطاعت گفت: بله رد صلاحيت شدم.
مجري: اگر پيشنهادتان راجع به يارانه ها را بدهيد اين بحث را ببنديم.
اطاعت: بحث يارانه ها بسيار مفيد است.
زاکاني: شما قانون مصوب مجلس را خوانده ايد که در باره آن نظر مي دهيد؟
اطاعت: بله ديروز (سه شنبه) آقاي انصاري در بنياد باران آمد، خودش عضو کميسيون است و در دانشگاه تدريس دارد، آمد توضيح داد من الان آن را نياوردم.
زاکاني: مي شود راجع به به آن يک دقيقه توضيح بدهيد.
اطاعت: با يک دقيقه که نمي شود من بايد به سؤال هاي شما جواب بدهم شما ده تا مسئله را مطرح کرديد.
زاکاني: قانون را خدمتتان بدهم.
اطاعت: قانون را بدهيد مي خوانم و در يک برنامه با هم مناظره مي کنيم.
زاکاني: حرف هايي که شما گفتيد خلاف آن چيزي است که ما تصويب کرديم.
اطاعت: کليت آن اين است که شما قانون را، دعوايتان سردولت اين است که بکنيد زمان اجراي آن 5 سال باشد همان بحث زماني که من مي گويم. ولي دولت مي گويد بايد اين را سه سال اجرا کند، من مي گويم که ظرف 5 سال هم نمي شود من در سعادت آباد دارم زندگي مي کنم.
زاکاني: شما چطور مي خواستيد يکساله آن را اجرا کنيد از سال 84 ماده 3 برنامه چهارم اين را مي گويد.
اطاعت: ما نمي خواستيم يکساله اينکار را انجام دهيم! ما در سعادت آباد زندگي مي کنيم نان سنگک 200 تومان بود در همين بحث يارانه ها که مطرح شد، کردند 500 تومان، در سعادت آباد که منطقه تقريبا متوسط به بالاي جامعه زندگي مي کنند، بالاشهر، قبلا که از دانشگاه مي آمدم مي خواستم يک نان بخرم صف طولاني بود نمي توانستم بخرم الان خلوت است! وقتي بالاي شهر جامعه ما نان 200 توماني مي شود 500 تومان نمي توانند بخرند شما ببينيد 14 ميليون جمعيت زير خط فقر چکار مي کند با هدفمند کردن يارانه ها.
مي گويند اصولگرايي زاييده دهه 80 است، نه اصولگرايي از مجلس دوم شکل گرفته، مجلس سوم، مجلس چهارم چه کساني را رد صلاحيت کردند. آنهايي که رد صلاحيت کردند، شما از اعقاب فکري آنها هستيد. ادامه همان ها هستيد. اقاي ناطق نوري و دوستانتان و آقاي باهنر الآن هم هستند. من جريان اصولگرا را از دهه 80 نمي دانم از دهه 60 مي دانم، بحث متحصنين مجلس، من جزء متحصنين نبودم موافق هم نبودم در تحصن بارها هم اشاره شده و اينکه شما هي در بولتن هايتان مي نويسيد که مجلس ششم نوشته که رهبري جام زهر بخورد، اين واقعا خيلي بي انصافي است. ما آمديم با احترام بسيار بالايي طي يک نامه اي مشکلات کشور را به رهبري انتقال داديم و گفته ايم که اگر اين مشکلات حل نشود، خداي نخواسته ممکن است زمينه و فضايي ايجاد شود که ما مجبور به خوردن جام زهر شويم. اين واقعا از يک نماينده مجلس بعيد است که اينجور خلط مبحث مي کند و يک مطلبي را خلاف به مردم مي گويد.
مجري:پس با نامه موافق بوديد؟
اطاعت: بله نامه را امضا کرده بودم و از آن دفاع مي کنم؛ در بحث صيانت از آرا دوستان آنقدر اين قانون گرايي شان گوش فلک را کر کرده، اين صيانت از آرا قانون است، در 30 مرداد سال 70 اين قانون تصويب شده که کانديداهاي رياست جمهوري مي توانند در پاي هر صندوقي يک نماينده داشته باشند. خوب ما 46 هزار صندوق در سراسر کشور داشتيم. 45 هزار تا، اصلا 40 هزار تا. مي خواستيم 40 هزار تا نيرو را آموزش بدهيم، سازماندهي کنيم که اينها بروند سر صندوق راي و آنجا ناظر بر صندوق رأي باشند. اين کميته که هيچ، يک سازمان عريض و طويل هم نياز دارد. آن شب اقاي شريعتمداري هم فرمودند و ايشان هم مي فرمايند که شما چرا کميته صيانت از آرا تشکيل داديد لابد اين يک توطئه خارجي بوده، بابا اين قانون بوده، قانون من دارم مي خوانم، شما که خيلي مدعي هستيد که به اصطلاح قانونمند هستيد، من الان دستورالعمل آن را هم خدمت شما مي دهم بعد يک سؤال مي کنم.
شوراي نگهبان 700 هزار راي مردم را در انتخابات مجلس ششم در تهران ابطال کرد. در انتخاباتي که ناظر شوراي نگهبان بود از يک جريان فکري اصولگرا که نبايد اينطور باشد و برگزار کننده آن اصلاح طلب ها بودند، چطور در انتخاباتي در شهر تهران 700 هزار راي ابطال شد ولي در انتخابات رياست جمهوري که شب انتخابات رفتند و پول دادند به ملت، آن پروژه ها را آنطور افتتاح کردند. مثل قطار شيراز که اشاره کردم اين انتخابات بي عيب و ايراد بود، تا 25 خرداد ملت آمدند به اين نتيجه که اعلام شده بود، اعتراض کردند.
حضرت امير چه مي گويد، اگر مردم به تو بدگمان شدند و تو را در موضوعي متهم کردند، با بيان روشن دليل خود را بيان کن و سوء ظن آنها را با بيان دقيق برطرف گردان زيرا تو با اين کار براي خودت پاداش درنظر گرفته اي و نسبت به مردم خود هم لطف کرده اي و با اين عذرخواهي به هدف خويش که راه يافتن به حق است دست يافته اي. من سؤالم اين است از آقاي دکتر که شما چرا اجازه نمي دهيد حالا ايشان مي گويد خروجي اش به اشوب کشيده مي شود. خوب نيروي انتظامي براي چه هست، نيروي انتظامي امنيتاش را تامين کند، اجازه بده مردم بيايند، از آنطرف شما مي گوييد آقاي موسوي صحبت کردند، اگرآقاي موسوي اين بحث را کردند آقاي احمدي نژاد بر اساس چه منطقي آن ميتينگ پيروزي را برگزار کردند، در حالي که شوراي نگهبان هنوز تاييد نکرده بود، اين که مي گوييد نظام بيشتر از ظرفيت خودش به دوستان امکان داد، شما که اجازه راهپيمايي نداديد، يك عده را هم که مثل آقاي تاج زاده، آقاي نبوي، آقاي ميردامادي، اصلاح طلبان و دوستان ما که فقط در انتخابات فعاليت کردند و سخنراني انتقادي کردند، سياستهاي دولت را نقد کردند، زندان کرديد. آخر اين نظام چه ظرفيتي را براي ما ايجاد کرده که ما از آن ظرفيت خبر نداريم که بيايم از آن استفاده کنيم.
مجري: آقاي دکتر اطاعت ما وقت کم داريم و شما مستوفي ازوقتتان استفاده کرديد، آقاي زاکاني کوتاه صحبت کنيد.
اطاعت تصريح کرد: انتخابات شوراهاي دوم آزاد بود، دوستان برنده شدند و ما هم به رأيشان احترام گذاشتيم، هيچ بحثي نبود. در انتخابات دوم اگرچه آقاي کروبي منتقد بود اما من با روزنامه ايران مصاحبه کردم و گفتم که انتخابات سالم بود، اگر انتخابات سالم برگزار شود، ما مشکلي نداريم و مي پذيريم اما بحث اين است که شما انتخاباتي برگزار کرديد که از دوازه عضو شوراي نگهبان، هشت تا به نفع يک کانديدا سخنراني کرده است. خوب معلوم است که مردم نتيجه انتخابات را نمي پذيرند و بعدش بحران بوجود مي آيد. پريشب مي گفتند ما پيش بيني کرديم که بحران مي شود، معلوم است کسي مي خواهد در گوش ديگري بزند، خيلي نياز به هوش ندارد، پيش بيني خيلي انتقاد و اعتراض ساده است.
امام در باره نهضت آزادي سخن گفته اند در باره عدم حضور نظاميان در سياست هم گفته اند چرا عمل نمي کنيد.
مجري به اطاعت متذکر شد که اين رسم مناظره و گفت وگو نيست.
زاکاني تصريح کرد: من استفاده کردم و ايشان اگر بخواهند حرف هاي تکراري را بازهم براي مردم بيان کند، من حرفي ندارم. ايشان فرمودند من اين اتهام را زده ام در باره نامه 127 نماينده به آقا و موضوع جام زهر، اين اصل نامه است و موضوع هسته اي است و از روي نامه مي خوانم.
نوشته اند که اگرجام زهري بايد نوشيد قبل از آنکه کيان نظام و مهمتر از آن استقلال و تماميت ارضي کشور در مخاطره قرار گيرد، بايد نوشيده شود.
تهمت نزدم و اين نامه يک سند سياهي است که در تاريخ مجلس ششم ثبت شده است.
راجع به همه چيز خودشان صحبت کردند و به جناب آقاي احمدي نژاد رييس جمهوري انتقاد داشتند که در باره همه چيز مي دانند، به نظرم خودشان هم راجع به همه چيز مي دانند چون در باره همه چيز اظهار نظر کردند.
اطاعت گفت: من دکتراي سياسي هستم و آقاي احمدي نژاد مهندس است، تخصص من توسعه است و در باره اقتصاد هم مي توانم حرف بزنم.
زاکاني ادامه داد: در اثناي سخنان ايشان مشخص و معلوم شد، به برنامه چهارم که خودشان تصويب کردند، توجهي ندارند که قرار بود يکباره شوک افزايش قيمت به جامعه تحميل شود اما مجلس هفتم جلوي آن را گرفت. و نه يکبار برنامه مصوب مجلس هشتم در باره هدفمند کردن يارانه ها را خوانده اند و درباره اين سند بزرگ و کار ملي اظهار نظرمي کنند.
آقاي اطاعت به من جواب ندادند که چرا بحث تقلب و جنايت را مطرح کردند بدون اينکه يک دليلي بياورند. جز اين کلي گويي ها، آنان مرتکب جرمي بزرگ يعني متهم کردن نظام شدند. امروز کشور هفت ماه است که در آتش اين جرم بزرگ مي سوزد.
بيستم ماه جاري صداوسيما نظرسنجي کرده است با 829 نفر جامعه آماري در تهران، مهمترين مسايل اعلام شده از سوي مردم اين است، 26 و نه دهم درصدبيکاري، 18 درصد گراني، 13 و شش دهم درصد اقتصادي، انتخابات 4 و نيم درصد، آشوب هاي اخير چهار و سه دهم درصد و نبود اتحاد بين مردم دو و سه دهم درصد است که نافي اظهارات آقاي اطاعت مي باشد.
مردم مشکلشان چيز ديگري است و شما با اين التهاباتي که در جامعه ايجاد کرديد نرخ بيکاري در تهران 10درصد بوده و مرکز آمار الان 13 درصد اعلام کرده است. يک دهم يک دهم تلاش مي کنند کم کنند اما يکدفعه با اين شرايط التهابات که آن هم با قانون شکني ها و فراهم ساختن زمينه سوء استفاده يک عده اي شرايط رفت به سمتي که امروز دغدغه هاي ذهني مردم چيز ديگري است.
اگر بناست لايحه هدفمند کردن يارانه هاي به عنوان يک کار ملي انجام شود، بايد از ظرفيت همه استفاده شود، در اين جهت همه بايد کمک کنند تا اين کار ملي که سياسي نيست به سامان برسد. اگر دولت آقاي خاتمي کار خوبي کرده، ما موظف بوديم بگوييم و مي گفتيم، پس من خواهشم مي کنم امروز هم بايد انصاف رعايت شود، اين مردمي که آمدند پاي صندوق ها راي دادند يک بخش عمده اي که در واقع راي دادند، بهخاطر اين بود كه شرايطشان تغيير پيدا کرده در محيط جغرافيايي خودشان بود که آقايان معترض بودند که چرا کار کرديد و حالا ايشان مي گويد که کاري صورت نگرفته است.
برخي بهجاي دليل و استدلال آوردن براي بهانه تقلب، آن کارها را کردند و اين سرمايه ملي را مخدوش کردند.
به نظر من با توجه به اينکه اسم برنامه شما نگاه به آينده است و مردم هم از همه مسايل در 9 دي گذشتند و نشان دادند در نقطه نکات تکراري نمي مانند. نگاه به آينده التزام به قانون است، توجه به عقلانيت بهدور از احساس محض است و التزام به شعارها است. کسي که شعار مي دهد، در مقام عمل بايد پاسخ دهد، آقاي موسوي اين عزيز محترم قبل از انتخابات گفتند من آمده ام قانون را پياده کنم، با همين روحيه بي قانوني مخالفم اما بعداز انتخابات مشخص شد که اوج اين روحيه در وجود خود ايشان است و در حقيقت قانون را زير پاگذاشتند و قانون شکني کردند که اين اتفاقات و مشکلاتي بوجود آورد.
به نظرم نگاه به آينده بايد در چارچوب قانون، توجه به عقلانيت، مدنيت، دوري از احساسات و رفتن در مسيري باشد که بشود از همه ظرفيت هاي کشور استفاده کرد.
کسي دشمن انگاري نمي کند، دوست هم ندارد کسي را از خانواده انقلاب بيرون کند، يک همچنين حقي براي هيچکس نيست، اما اگر کسي داشته هاي يک ملت را ناديده گرفت وضربه زد به اين داشته ها و در ادامه نه تنها توبه و از آشوبگران اعلام برائت نکرد و عذري از ملت نخواست و ادعاهاي گذشته اش را تکرار کرد ملت بايد با او چکار کند. به نظرم ملت نجابت به خرج داده است.
مسئولان بايد در مسير ريشه يابي اين فتنه باشند و سرنخ هاي پيدا و پنهان آن را پيدا کنند و از اين نقمت به عنوان يک نعمت استفاده کنيم براي آينده تا يک محيط کاملاً شفاف فراهم شود تا بشود از همه ظرفيت ها استفاده کرد و ريشه فتنه هم خشکانده شود.