رو كم كني متكي از ديپلمات هاي غربي در مونيخ

روزنامه آلماني دي سايت از موضع ضعف ديپلمات هاي غربي در مقابل مواضع مقتدرانه وزيرخارجه جمهوري اسلامي ايران در كنفرانس امنيتي مونيخ انتقاد كرد.

نويسنده دي سايت در مطلبي با عنوان ايران غرب را بازي مي دهد، نوشت: رابطه بين ايران و غرب اين گونه شده كه غرب مي پرسد اما جمهوري اسلامي پاسخ نمي دهد. متكي به جاي اينكه در كنفرانس امنيتي مونيخ پيشنهاد هسته اي جديد در زمينه خروج اورانيوم هاي غني شده از ايران عرضه كند، ديپلمات ها را بازي داد. او درباره سوال وزير خارجه سوئد كه مي پرسيد چرا شما به خواسته شوراي امنيت درباره توقف غني سازي عمل نمي كنيد، گفت: دوست عزيز، من 26 سال است كه ديپلمات هستم و هميشه رك و صريح حرف زدم. ايران هم مثل كشورهاي ديگر حق استفاده از انرژي صلح آميز هسته اي را دارد. اما شما چه اقدامي كرده ايد كه سلاح هاي هسته اي رژيم صهيونيستي را نابود كنيد.

گزارشگر روزنامه آلماني با ارائه گزارش مفصلي از گفت وگوي وزيرخارجه جمهوري اسلامي ايران با ديپلمات هاي غربي مي نويسد: اگر كسي در آن نيمه شب به گفت وگوي مذكور در سالن هتل گوش مي داد فقط مي توانست براي سياستمداراني كه از سال ها پيش مجبورند با كسي مانند متكي مذاكره كنند، ابراز همدردي كند(!)

دي سايت همچنين درباره بحث موضوع دموكراسي و حقوق بشر نيز نوشت: متكي گفت اروپا با دموكراسي مشكل دارد نه ما. در برخي كشورهاي اروپايي تنها 25 درصد مردم در انتخابات شركت مي كنند در حالي كه در جمهوري اسلامي 85 درصد در انتخابات شركت كردند. اما اينكه مي گوييد كساني اعدام شدند، آنها اپوزيسيون نبودند، بلكه جنايتكارند. آيا شما در كشور خود كساني را كه دست به خشونت مي زنند، تحمل مي كنيد؟ هر كس قانون را زير پا مي گذارد بايد پاسخگو باشد.

گزارشگر روزنامه آلماني اشاره اي به اين حقيقت نكرد كه مواضع غرب در زمينه هاي هسته اي، حقوق بشر و دموكراسي كاملاً متناقض و دوگانه است و به عنوان مثال از رژيمي اشغالگر و نامشروع در منطقه (اسرائيل) حمايت مي كند كه داراي بمب اتمي است، بارها مرتكب كشتار جمعي و نسل كشي شده، در اين نسل كشي از انواع سلاح هاي ممنوعه نظير بمب هاي اورانيومي و فسفري استفاده كرده، به انواع جنايت ها از ترور گرفته تا قاچاق انسان و فروش غيرقانوني اعضا دست مي زند.

همچنين طرف هاي مذاكره كننده غربي طي 7 سال گذشته -مانند سه دهه اخير- مدام تعهدات و وعده هاي خود را نقض كرده و كوشيده اند با فريبكاري و نيرنگ، حقوق مشروع ملت ايران را زيرپا بگذارند.

آزمونی تاریخی در اثبات جدیت دستگاه قضایی

پرونده مهدی و فائزه هاشمی رفسنجانی به دادسرا رفت

سرانجام با گذشت نزدیک به 8 ماه از پایان انتخابات ریاست جمهوری و در حالی که در روزهای آغازین اغتشاشات پس از انتخابات تعداد قابل توجهی از عاملین اصلی و حتی عوامل درجه دو و سه موثر در ناآرامی‌های توسط قوه قضاییه به پای میز محاکمه کشانده شدند، قوه قضاییه تصمیم گرفت تا فرزندان هاشمی رفسنجانی را نیز به محکمه بکشاند. این در حالی است که تا کنون با وجود مدارک غیر قابل انکار همچون فیلم حضور فرزندان هاشمی در ناآرامی‌های پس از انتخابات و برخی اعترافات متهمین دستگیر شده، مهدی هاشمی در خارج از کشور به سر می برد و فائزه هاشمی آزاده مشغول ادامه تحصیل در دانشگاه آزاد اسلامی است.

به گزارش رجانیوز، سید ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضاییه دوشنبه شب در نشستی سیاسی در قم با اشاره به اراده قوه قضاییه برای برخورد با متخلفین گفته است: "اراده دستگاه قضايي امروز بر اين امر استوار شده است كه به هيچ عنوان رسيدگي به اتهامات كساني كه منتسب به خواص هستند را كنار نخواهد گذاشت و پرونده فرزندان هاشمي نيز به دادسراي تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جريان قرار خواهد گرفت."

وی در خصوص شکایت تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از کروبی و موسوی و اقدامات دستگاه قضا در این خصوص نیز گفته است: "ما در رسیدگی به جرم این اقایان منتظر شکایت دیگران نیستیم و الا تمام ملت مسلمان و حزب الله ایران از این ها شاکی هستند البته نمایندگان مجلس وظیفه خود را انجام داده اند اما دادستانی به عنوان مدعی العموم وظیفه قانونی دارد و منتظر شکایات فردی نیست."

این درحالی است که تا کنون فیلم های متعددی از حضور فائزه هاشمی در تجمعات و اغتشاشات غیر قانونی پس از انتخابات همچون اغتشاشات روز عاشورا در رسانه ها منتشر شده است.

در یکی از جنجالی ترین تصاویر موجود از فائزه هاشمی وی در تجمعی غیر قانونی در مقابل صدا وسیما، مشغول هدایت تجمع کنندگان است. پخش این تصاویر از سیمای جمهوری اسلامی نیز واکنش های شدید مردمی را به دنبال داشت.

در همین حال مهدی هاشمی رفسنجانی که نقش فعالی در انتخابات ریاست جمهوری دهم و ساماندهی برخی امکانات برای ستاد میرحسین موسوی داشته نیز پس از انتخابات و به بهانه سرکشی به برخی واحدهای دانشگاه آزاد به لندن رفته و همچنان نیز در خارج از کشور به سرمی برد. هاشمی رفسنجانی در پاسخ به سوال دانشجویانی که در مشهد مقدس از وی در مورد مهدی سوال کرده بودند، گفته بود به مهدی گفته ام تا پایان دوره دکتری خود در خارج بماند.

هر چند هاشمی رفسنجانی در همین سخنان از برگزاری دادگاه برای بررسی اتهامات فرزندانش استقبال کرده است، اما واکنش وی پس از مناظره احمدی‌نژاد و موسوی از حقیقت دیگری حکایت دارد. وی پس از مناظره تاریخی محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی که در آن از ارتباط فرزند وی با یکی از پرونده های نفتی سخن به میان آمد، در نامه ای بدون سلام و والسلام و تهدید گونه به رهبر انقلاب، از آتش‌فشانهایی یاد کرده بود "که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند" و پیش بینی کرده بود که این آتشفشان‌ها، "در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم." وی در پایان این نامه نیز نوشته بود: سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

ظاهرا برخی فشارها تاکنون مانع انجام وظیفه قوه قضاییه در بازخواست از فرزندان هاشمی رفسنجانی شده است چنانکه حتی آنزمان که دادستان تهران در گفتگویی از مهدی هاشمی خواست تا برای بررسی اتهاماتش به کشور بازگردد، مهدی هاشمی با لحنی حق به جانب و طلبکارانه، دادستان تهران را از آنسوی مرزها مورد خطاب قرار داده بود که چرا نام او را در رسانه ها بیان کرده است!

با این حال به نظر می رسد، میزان جدیت قوه قضاییه در حوادث پس از انتخابات، با به پای میز محاکمه کشاندن فرزندان هاشمی رفسنجانی که تا کنون به دلیل برخی فشارها از بازخواست این قوه مصون بوده‌اند، محک خواهد خورد، امری که معاون اول قوه قضاییه مدعی است زمینه های آن فراهم شده است.

ما که همیشه می گوییم : " آقای کروبی همه اش فایده است "!

عقب نشيني مهدي كروبي، موسوی و خاتمی را به آفساید برد

مهدی کروبی از موضعی که هفت ماه بر آن پافشاری کرد و به بهانه آن مواضعی تندی علیه جمهوری اسلامی و مسئولان عالی رتبه کشور گرفت، عقب نشینی کرد.

دبیر کل حزب اعتمادملی که گفته می شود حزبش در آستانه انحلال قرار دارد، امروز در حاشیه کنگره سراسری حزب مردم سالاری در گفت وگو با خبرنگاران، از "ادعای بدون سند تقلب" پا پس کشید و اعلام کرد که "رئیس جمهور را به رسمیت می‌شناسم."

موضع جدید آقای کروبی آنقدر ناگهانی و تامل برانگیز بود که در کمتر از دقایقی با پوشش همه رسانه های اینترنتی همراه شد.

گرچه شیخ اصلاحات از علت این "تغییر مسیر" ناگهانی سخنی نگفت اما بنابر اخبار مختلفی که در هفته های اخیر از جزئیات جلسات خصوصی سران اصلاحات، منتشر شده است، "استفاده ابزاری" شخصیت های مطرح این جریان از آقای کروبی، علت اصلی موضع جدید شیخ بوده است.

بارهایی که کروبی به دوش کشید

دبیر کل حزب اعتمادملی پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم، گرچه کمتر از یک درصد آرا را کسب کرده بود اما به پیروی از آقای موسوی، مدعی تقلب شد و در ادامه حتی بخش زیادی از سنگینی طرح این ادعا را به دوش کشید.

علاوه بر این، طرح دیگر "ادعاهای بدون سند" و "هزینه زا"، همچون ادعای آزار جنسی بازداشت شده ها و سناریوی "هفتاد و دو کشته سازی" بر عهده آقای کروبی گذاشته شد.

صدور بیانیه علیه مسئولان ارشد نظام و ساختار جمهوری اسلامی هم، از دیگر برنامه هایی بود که به صلاحدید شخصیت های مطرح جریان اصلاحات، در دستور کار شیخ اصلاحات قرار گرفت.

با این حال ...

ادامه نوشته

کالبد شکافی اصحاب فتنه/ طرح آشتي ملي آخرين حربه براي باج‌خواهي از نظام

کالبد شکافی اصحاب فتنه/ طرح آشتي ملي آخرين حربه براي باج‌خواهي از نظام

PicPanda.com

مقدمه:
خداوند سبحان در آیه 60 سوره اسرا از شجره ملعونه و درخت نفرین شده و به دور از رحمت پروردگار و در تبیین رویای صادق پیامبرش (صلی الله علیه و آله) سخن به میان آورده است و در تفاسیر مختلف شیعه و اهل سنت (از جمله تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 172) این شجره ملعونه را با بنی امیه منطبق دانسته و با اشاره و تطبیق با آیات دیگر قرآن کریم و روایات اهل بیت علیهم السلام این رویا را اینگونه بیان می دارند که پیامبر رحمت (صلی الله علیه و آله) در خواب دید که میمون هایی از منبر او بالا و پایین می روند آن حضرت چنان از آن خواب ناراحت شد که بعد از آن کمتر می خندند. در تفاسیر تعبیر این خواب به بنی امیه نسبت داده شده که یکی بعد از دیگری برجای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشستند، در حالی که از یکدیگر تقلید می کردند و افرادی بدون شخصیت بودند و حکومت اسلامی و خلافت رسول خدا را به فساد کشیدند.
همچنین در سوره ابراهیم آیات 24 تا 26 نیز از دو شجره متضاده سخن گفته شده، یکی شجره و درخت طیبه و پاکیزه ای است که اصل آن ثابت و در زمین و شاخه ها و فرع آن در آسمان است که نشان از اعتقاد حقیقی و پایدار به توحید و یکتایی خداوند است که هرگز از بین نمی رود و هیچ تغییر و تبدیلی در آن راه ندارد و تمام حقایق و برکات از آن سرچشمه می گیرد و در روایات بسیاری از اهل بیت علیهم السلام این درخت پاکیزه به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاک و مطهرش تطبیق داده شده،... و دیگری شجره خبیثه (کلمه خبیثه) و درخت ناپاکی است که روی زمین پراکنده شده و قرار و ثباتی ندارد و در روایات این شجره خبیثه و ملعونه همان که در ذیل آیه 60 سوره اسراء گفته شد به بنی امیه نسبت داده شده است.
باعنایت به مطالب مذکور چنین بدست می آید که عالم اسلام از صدر اسلام تاکنون مصاف و میدان نبرد میان این دو شجره است که در سه نقطه ازجغرافیای زمین خود نمایی می نماید:
شجره طیبه به عبارتی همان شجره و درخت نبوت است که طی 23 سال و بتدریج به کمال خود نزدیک می‌شد و بالاخره در سرزمینی به نام غدیر خم نعمت تمام شد و با نصب حضرت علی علیه السلام به عنوان امیرالمومنین علیه السلام و ولی الله رضایت حضرت حق تعالی حاصل شد و علی علیه السلام به عنوان میوه این شجره پاکیزه که 3 ویژگی مذکور را با خود دارد معرفی شد و به عبارت روشن تر تلاش پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در 23 سال نبوت خود، تنها و تنها ساختن امتی واحده بودکه بدون امام ابتر و ناقص می نمود و در یوم الغدیر این درخت پاکیزه به بار نشست و بر همین اساس روز غدیر را باید روز پیوند امت با امام نامید و امام و ولایت میوه درخت نبوت است و نبوت بدون غدیر ابتر و ناقص است.
واما شجره ملعونه و خبیثه یعنی همان بنی امیه تلاش کردند تا این پیوند مبارک الهی را گسسته و منصوص من قبل الله و منصوب من قبل النبی (صلی الله علیه و آله) را از امت واحد اسلامی بگیرند و بالاخره تلاش بنی امیه با همکاری و همیاری یهودیان و برخی از مهاجرین از صحابه در سقیفه نتیجه داد و میمونهای موجود در رویای پیامبر(صلی الله علیه و آله) توانستند امام برحق را که نشانه اکمال دین، اتمام نعمت و رضایت حضرت حق جل و علاء بود از امت جدا کرده و امام باطل را به جای آن نصب نمایند.
به این ترتیب شجره ملعونه سقیفه ...

ادامه نوشته

حسن عباسی : جایزه آشتی نوبل

حسن عباسی

بررسی ترمینولوژیکال باور فرهنگی جایزه صلح نوبل در میان فارسی‌زبانان

«باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، کاندیدای دریافت جایزه صلح نوبل، برای دریافت آن وارد اسلو پایتخت نروژ شد.» این خبری است که در اغلب رسانه‌های جهان منعکس شد. واکنش مخالفان قابل پیش‌بینی بود، بویژه چند روز پیش از انعکاس خبر اعزام 30 هزار نیروی نظامی دیگر به افغانستان. اینکه چگونه جنگ‌طلبی همچون اوباما که نه تنها به اشغال عراق و افغانستان- باوجود ادعای خود در نطق‌های انتخابات ریاست‌جمهوری- پایان نداده، بلکه به تعداد نیروها نیز افزوده است، می‌تواند برنده جایزه «صلح» بین‌المللی شناخته شود، اما این نکته، همه مسأله نیست. اگر رویکردی مفهوم شناختی به جایزه صلح نوبل اعمال شود، آنگاه نتایج هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی آن در فرهنگ عمومی و ژورنالیستی فارسی‌زبانان دگرگون می‌شود؛ موضوعی که به مراتب از اعطای چنین جایزه‌ای به اوباما یا هر‌کس دیگری‌ مهم‌تر است.


در عنوان جایزه صلح نوبل، واژه «صلح» بار قدسی جمله را به دوش می‌کشد: صلح! در واقع واژه‌ غربی Peace در جایزه نوبل، به صلح ترجمه شده است. واژه Peace در مقابل War قرار دارد که در زبان فارسی به «جنگ» ترجمه می‌شود. خب! آیا به نسبت تقابل War و Peace آیا «جنگ» هم در مقابل «صلح» است؟!

در فرهنگ ایرانیان، واژه فارسی جنگ در برابر


...

ادامه نوشته

عكس:عرفه در شلمچه

زیباترین ترین احساسات من تو همین منطقه بود

عمیق ترین احساسات هم کنار نیروهای علم الهدی

عزیزانی که به این مکان خواسته شدید
قدر دعوتنامه های خودتان را بدانید
امضایش را شهدا با خون خود زده اند . . .

ادامه نوشته

جلال به روشنفكران به نفع مردم و خودشان می‌تاخت

فردا هجدهم شهریورماه، سی و نهمین سال‌روز درگذشت جلال آل احمد است. سیمین دانشور - همسر جلال - او را خیلی شبیه نوشته‌هایش توصیف می‌كند و سبك‌ جلال را خود او می‌داند. وی معتقد است: جلال اگر به دین روی آورد، از روی دانش و بینش بود. این جرأت را داشت كه به روی استثماركنندگان و استعمارگران تف بیاندازد و به روشنفكران به نفع مردم و به نفع خودشان بتازد.
دانشور درباره‌ی درگذشت جلال آل احمد می‌گوید: «زیبا مرد، همان‌طور كه زیبا زندگی كرده بود و شتاب‌زده مرد عین فرو مردن یك چراغ و در میان مردم معمولی كه دوست‌شان است و سنگ‌شان را به سینه می‌زد و خودم كه كنارش بودم و مهین توكلی* كه برادر بزرگ‌تر می‌انگاشتش و حالا می‌فهم كه چرا در این همه سال كه با هم بودیم، آن همه شتاب داشت. می‌دانست كه فرصت كوتاه است؛ پس شتاب داشت كه بخواند و بیاموزد و لمس كند و تجربه كند و بسازد و ثبت كند و جام هر لحظه را پر و پیمان بنوشد و لحظات را با حواس باز خوش‌آمد بگوید و حول و حوش خود را با هوشیاری و كنجكاوی و تفكری كه هیچ‌گاه زنگار نگرفت؛ چرا كه با وسواس همواره گردگیری‌اش می‌كرد و آینه‌وار صیقلش می‌داد، ارزیابی كند.»
این بانوی پیشكسوت داستان‌نویس در كتاب «غروب جلال» می‌افزاید: «جلال در راه بود و با عشق می‌رفت. چرتكه نمی‌انداخت و اصالت داشت و اگر به دین روی آورد، از روی دانش و بینش بود؛ چرا كه ماركسیزم و سوسیالیزم و تا حدی اگزیستانسیالیزم را قبلا آزموده بود و بازگشت نسبی او به دین و امام زمان [عج] راهی بود به سوی آزادی از شر امپریالیزم و احراز هویت ملی، راهی به شرافت انسانیت و رحمت و عدالت و منطق و تقوا. جلال درد چنین دینی را داشت. از مشروطیت به بعد، ‌آزادی از دیدگاه استعمارگران برای ما، آزادی استخراج و صدور نفت و منابع دیگر به غرب بود. اما جلال درست برخلاف چنین آزادی‌ای گام برمی‌داشت.
برای او، آزادی‌ رهایی از شر ماركسیزم استالینی روس و امپریالیزم انگلیس و آمریكا بود و به همین علت كوشش داشت در آثارش بندهای مریی و نامریی را بگسلد و

 

ادامه نوشته

ذبیح‌الله منصوری

ذبیح‌الله منصوری

ذبيح الله حکيم الهي دشتي فرزند اسماعيل معروف به ذبيح الله منصوري در سال 1276 شمسي در شهر سنندج متولد شد. تحصيلات مقدماتي خود را در آن شهر و کرمانشاه انجام داد و زبان فرانسه و انگليسي را فرا گرفت. پدرش علاقه اي به تحصيل او نداشت ولي مادرش از خانواده علماء و روحانيون بود.

ذبيح الله حکيم الهي دشتي در سال 1299 وقتي به تهران آمد مي خواست در رشته دريا نوردي تحصيل کند ولي در روزنامه کوشش به ترجمه چند کتاب پرداخت و از آن به بعد به نوشتن اشتغال يافت. گفته مي شود حدود 1400 کتاب و نشريه منتشر کرده که از پرفروش ترين کتابها به زبان فارسي مي باشند.

درباره این مترجم نام آشنا حرف و حدیث هایی مثل این مورد که الحاقات او به متن چندین برابر متن اصلی نویسنده است و ... بسیار است اما نمی توان نادیده گرفت که چاپ های چهل و چندم بعضی از ترجمه های او حکایت از اقبال عمومی به آثار وی دارند.

منصوری شهرت خود را بین اهل مطالعه به ترجمه کتاب هایی همچون «خواجه تاجدار»، «سینوحه» و «محمد پیغمبری که از نو باید شناخت» مدیون است.
ناشرانی که کار های وی را چاپ کرده اند مي دانند که ترجمه های منصوری هر چند که حجیم و چند جلدی هستند، همواره از پر درآمد ترین کتاب ها بوده و هستند.
ترجمه ذبیح الله منصوری از«سینوحه» نوشته «میکا والتاری» که چاپ اول آن در سال 1364 منتشر شد تا به امروز به 47 چاپ رسیده است.

برگردان او از «فرزند نیل» نوشته هوارد فاوست تا به حال 10 چاپ خورده و چاپ چهاردهم «محمد پیغمبری که از نو باید شناخت» نوشته کنستان ویرژیل گیورگیف با ترجمه وی به چاپ چهاردهم رسیده است. چاپ دهم «سفرنامه ماژلان» نوشته «پیگار فتادی لومبارد» و بیسیت و هفتمین دوره انتشار کتاب «کنیز ملکه مصر» اثر «میکل پیرامو» از ترجمه های دیگر این مترجم پرتلاش هستند که توسط نشر زرین چاپ و منتشر شده اند.

«خداوند الموت» نوشته نویسنده فرانسوی «پل آمیر» با ترجمه منصوری در حال حاضر به چاپ 43 رسیده و برگردان او از کتاب «امام حسین و ایرانیان» تالیف «کورت فریشلر» چاپ 17 خود را در انتشارات جاویدان سپری می کند. علاوه بر آثار یاد شده، رمان 10 جلدی «سه تفنگدار»، کتاب 4 جلدی «سرزمین جاوید»، «منم تیمور جهانگشا»، «کنت مونت کریستو»، «جنگ ایرانیان»، «زندگی و سرانجام ماری آنتوانت»، «اسپارتاکوس»، «غرش طوفان»، «ژوزف بالسامو»، «ملاصدرا» و بسیاری رمان و کتب تاریخی دیگر بخش کوچکی از ترجمه های معروف منصوری در عمر 89 ساله او را تشکیل می دهند.

آثار این مترجم که به خاطر حجم وسیع ترجمه ها و نوشته هایش جزو نوادر تاریخ تالیف و ترجمه در ایران و شاید جهان به حساب می آید همان اندازه که پر فروش و عامه پسند بوده و هستند، به همان اندازه نیز جدی و مورد پسند حرفه ای های ادبیات نیز بوده اند. منصوری در کنار چاپ کتاب هایش که توسط چند ناشر معروف و نام آشنا مثل «امیر کبیر»، «جاویدان»، «زرین»، «مستوفی» و ...منتشر شده، با نشریات و جراید کثیر الانتشار جدی و عامه پسند نیز همکاری داشته که از میان این دو طیف مختلف المنافع می توان از «کتاب هفته» که توسط احمد شاملو اداره می شد و «خواندنیها» که علی اصغر امیرانی آن را می گرداند اشاره کرد.
برای هر دو این مجلات هر هفته می نوشت و ترجمه می کرد.

نقل است که اصلا شخصیتی به نام «پل آمیر» در تاریخ ادبیات فرانسه وجود ندارد. عده ای معتقدند «خداوند الموت» پرداخته ذهن منصوری بوده است. منصوری 66 سال نوشت و ترجمه کرد. نگاهی به آثاری که از وی بر جامانده و مقایسه آن ها با مدت عمر او (صد البته با کسر کردن ساعات خواب و خوراک) از این حکایت می کند که او هنگام راه رفتن و خوردن هم مشغول نوشتن و ترجمه بوده است.



وی در ۱9خرداد ماه 1365 به دیار باقی شتافت.

برخي از ترجمه های او:

غرش طوفان (۱۳۳۶) الکساندر دومای پدر
سه تفنگدار (۱۳۳۶) الکساندر دومای پدر
شاه جنگ ایرانیان در چالدران و یونان (جون بارک واشتن فنو) - ۱۳۴۳
خواجه تاجدار (۱۳۴۷) ژان گور
امام حسین و ایران (۱۳۵۱) کورت فریشلر
ملاصدرا (۱۳۶۱) هانری کورین
عارف دیهیم دار (۱۳۶۲) جیمز داون
اسپارتاکوس - هوارد فاست
ملکه ویکتوریا - الیزابت لانفورد