ابعاد پروژهي DDR آمريکا در جهان اسلام
عباس چگيني در اين پژوهش «اهداف و ابعاد DDR آمريکا در جهان اسلام در طرح خاورميانهي بزرگ»، فرآيند يکپارچهسازي، بسيجسازي و مسلحسازي گروههاي مقاومت در IMA، و غيرمسلحسازي، بسيجزدايي، و بازگرداندن مجدد به جامعه در DDR از سوي آمريکا همراه با امکان توفيق آن مورد بررسي قرار داده است.
هو الحکيم
روايت تنازع غرب با جهان اسلام به حمايت از اسرائيل، در حمله به کشورهاي
اسلامي و اشغال آنها محدود نميشود. غرب و بويژه آمريکا از همهي
تواناييها، امکانات و شيوهها در اسلامستيزي بهرهبرداري ميکنند.
اما هميشه، گروهها، سازمانها و نهادهايي در جهان اسلام وجود دارند، که
در برابر آنها مقاومت ميکنند. در حاليکه گروهها و سازمانهاي ديگري
به اشکال مختلف بهانهي حضور آنها را آماده ميکنند.
DDR گروههاي مقاومت اسلامي، و خلع سلاح دولتهاي مقاوم از جمله طرحهاي
مطرح گرديده و پيگيري شدهي آمريکا در طرح خاورميانهي بزرگ است، که
مقاومتزدايي را در سه فاز کلي دنبال ميکند.
چگيني در اين پژوهش «اهداف و ابعاد DDR آمريکا در جهان اسلام در طرح
خاورميانهي بزرگ»، فرآيند يکپارچهسازي، بسيجسازي و مسلحسازي گروههاي
مقاومت در IMA، و غيرمسلحسازي، بسيجزدايي، و بازگرداندن مجدد به جامعه
در DDR از سوي آمريکا همراه با امکان توفيق آن مورد بررسي قرار داده است.
اين تحقيق در 4 فصل تنظيم گرديده است. کليت تحقيق و مفاهيم مورد استفاده و
بينادين تحقيق در فصل ترمينولوژي، روش IMA گروههاي مقاومت و DDR آنها در
طرح خاورميانه بزرگ در فصل متدولوژي، فراگيرسازي و عملياتي نمودن IMA
گروههاي مقاومت و DDR آنها در موضوع تحقيق در فصل اپيدميولوژي مورد بررسي
قرار گرفته است. فصل چهارم به نتيجهگيري تحقيق و آزمون فرضيات اختصاص
دارد.
در مقدمه اين تحقيق آمده است، پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در دوران جنگ
سرد و در فضايي خارج از جهان دو قطبي سوسياليسم شرق و ليبراليسم
كاپيتاليسم غرب، بيداري مسلمانان جهان، به ويژه منطقهي خاورميانه (قلب
جهان اسلام) را در پي داشت. نهضت بيداري اسلامي به صورت عمومي نگرش مردم
مسلمان را به مسايل جهاني تغيير داد و اين امر موجب شكلگيري و فعاليت
جنبشهاي اجتماعي با ماهيت اسلامي گرديد. جنبشهاي اجتماعي در كشورها و
مناطق درگير با اشغالگران خارجي با ماهيت اسلامي به صورت جنبشهاي مقاومتي
در آمدند كه با استفاده از موازين و عقايد اسلامي به مبارزه پرداختند.
جنبشهاي مقاومت اسلامي، در راستاي استقلال و آزادي مردم مسلمان منطقه با
استبداد داخلي از يك سو و استكبار خارجي از سوي ديگر مبارزه مينمايند.
مشخصهي عمومي اين جنبشها عبارتند از:
توانمندي اسلام در ساماندهي جوامع؛ اسلام به عنوان الگويي كامل، پاسخگو به
نيازهاي روز، مسايل و معضلات جوامع و بهترين شيوه براي زندگي معرفي
ميگردد.
غربستيزي؛ مشخصهاي كه در تماسهاي صورت گرفته با غرب، در سه قرن گذشته استكبار را عينيت بخشيده است.
اسلام عامل حركت جوامع؛ حيات اجتماعي در جوامع اسلامي، متأثر از اسلام بوده و اسلام به عنوان قلب تپندهي جامعه است.
اسلام مؤثرترين عنصر در بسيج تودهها، انسجام بخش و همسو ساز حركتهاي اجتماعي است.
جنبشهاي مقاومت اسلامي در جذب تودهها موفق بودند. اين امر مشكلاتي را
براي جريان استبداد داخلي و استكبار خارجي در پي داشته است. دولتهاي
وابسته به غرب و كشورهاي غربي، جنبشهاي مقاومت اسلامي را عاملي بازدارنده
در برابر سلطهگريشان ميدانند. به همين جهت مقاومتزدايي به عنوان
استراتژي اصلي آنها در مواجهه با جبنشهاي مقاومت دنبال ميشود.
گسترش حضور نيروهاي اشغالگر غرب در جهان اسلام (حضور آمريكا و انگليس و ... در عراق و
ناتو در افغانستان) و تداوم اشغال فلسطين توسط صهيونيستها و تداوم تجاوزات آن رژيم به لبنان
موجب تقويت روحيهي مبارزاتي جنبشهاي مقاومت گرديده است.
پيروزي جنبش مقاومت اسلامي لبنان در اخراج اشغالگران صهيونيستي از لبنان
در سال 2000 و شكست اسرائيل در جنگ 34 روزهي تابستان 1385 (حرب تموز)،
پيروزي جنبش حماس در مواجهه با اشغالگران صهيونيست در سرزمينهاي اشغالي و
حضور جدي گروههاي مقاومت اسلامي در عراق و افغانستان، غرب را به سويي سوق
داده است كه خلع سلاح، بسيجزدايي و بازگرداندن مجدد دنبال نمايد. شوراي
امنيت به عنوان بازوي DDR نيروهاي جنبشهاي مقاومت به جامعه را با روش
بينالمللي غرب قطعنامههاي 1559 و 1738 و ... شوراي امنيت را در راستاي
از بين بردن مقاومت در جهان اسلام صادر كرد.
روش DDR به عنوان پروژههاي نظامي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي، منطقهي جهان
اسلام را تحت تأثير قرار خواهد داد. لذا شناخت و بررسي آن ضرورتي
انكارناپذير است. تلاش داريم تا در اين تحقيق به بررسي آن بپردازيم.
جهت راحتی عزیزانی که از خطوط پر سرعتاستفاده نمیکنند ( مثل خودم)