فیلمهای سینمایی آخرهفته سیماسيماي جمهوري اسلامي با پخش 11 فيلم
سينمايي ايراني و خارجي چون "طعمه"، "امپراطوري گرگها" و "راهي به بالا
نيست" به استقبال تعطيلات آخر هفته مي رود.
به گزارش رجانیوز، فيلم هاي سينمايي و
تلويزيوني «امپراطوري گرگها» (کريس ناهون)، «طعمه» (فرامرز صديقي)، «بهمن»
(پائول شاپيرو)، «پدر پر افتخار من» (ياوس ربـرت)، «استخر مرگ» (بادي ون
هورن)، «گل» (ويوک آگـنـيهوتري)، «راهي به بالا نيست» (جيمز سيل)، «ويزيون
تله» (يلماز اردوگان)، «ويزيون تله، طوبي» (يلماز اردوگان)، «اژدهاي زرد»
(سوتمو کاشيما) و «به دنبال جکي» (گانگليان فانگ وپينگ جيانگ) پنجشنبه و
جمعه 19 و 20 آذر ماه جاري از شبکه هاي يک، دو، سه، چهار و تهــران روي
آنتن مي رود.
** شـبـکـه يــک
------------------
فيلم سينمايي «امپراطوري گرگها» به کارگرداني کريس ناهون پنجشنبه 19 آذر ماه جاري ساعت 22 از شبکـه يک سيما پخش مي شود.
در خلاصه داستان فيلم آمده: دختر جواني به نام سونيا عضو فعال قاچاق
هرويين از اروپاي شرقي به فرانسه است که در يکي از معاملات تصميم ميگيرد
با بيست کيلو هرويين، به اعضاي مافياي خودش که گرگهاي خاکستري نام دارد،
خيانت کرده و آنها را دور بزند. او هرويينها را در محل امني پنهان ميکند
ولي با افراد گرگهاي خاکستري درگير ميشود وقتي پليس وارد درگيري ميشود
سونيا را دستگير ميکند. سونيا که بيهوش شده، توسط افراد مرموزي ربوده
ميشود و در اختيار گروهي از دانشمندان علم ژنتيک به سرگروهي پروفسور
آکرمن قرار ميگيرد.
جيان رينو و آرلي جاور در فيلم سينمايي «امپراطوري گرگها» محصول سال 2005 فرانسه به ايفاي نقـش پـرداختـنـد.
فيلم سينمايي «طعمه» به کارگرداني فرامرز صديقي جمعه 20 آذر ساعت 15 و 40 دقيقه از شبکـه يک سيما روي آنتن مي رود.
در اين فيلم خواهيد ديد: اعضاي يک گروه قاچاق مواد مخدر، مردي به نام غلام
را يک روز پس از آزادي از زندان به قتل مي رسانند. مرتضي، مأمور تجسس
اداره مبارزه با مواد مخدر، يکي از افراد گروه به نام پيردوست را دستگير
مي کند. مرتضي، پيردوست را که سال ها پيش معلم او بوده است با ضمانت خود
آزاد مي کند. رئيس گروه قاچاقچي ها با تزريق مواد مخدر به پيردوست او را
وادار مي کند تا مرتضي را موقع ورزش صبحگاهي با گلوله از پا درآورد، اما
پيردوست در اوج حادثه به جاي هدف قرار دادن مرتضي به يکي از قاچاق چي ها
شليک مي کند.
فرامرز قريبيان، جمشيد هاشم پور، رضا رويگري، فخرالدين صديق شريف و هادي
اسلامي در فيلم سينمايي «طعمه» توليد سال 1371 بازي کرده اند.
** شـبـکـه دو
----------------
فيلم سينمايي «بهمن»
..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/09/18ساعت 23:35  توسط هادی قربانی
|
این هم کار دانشجویی امسال به مناسبت 16 آذر روز دانشجو لذت ببرید واستفاده
گویا است .
یار دبستانی من
+ نوشته شده در
88/09/17ساعت 1:36  توسط هادی قربانی
|
زیباترین ترین احساسات من تو همین منطقه بود
عمیق ترین احساسات هم کنار نیروهای علم الهدی
عزیزانی که به این مکان خواسته شدید
قدر دعوتنامه های خودتان را بدانید
امضایش را شهدا با خون خود زده اند . . .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/09/08ساعت 16:19  توسط هادی قربانی
|
مطلب زیر از سایت رجا نیوز گرفته شده است :
تمسخر "حرف آخر"ها به سبک صداوسیما
سید مصطفی میرمحمدی
همیشه هرج و مرج گرایی یا به تعبیر فرنگی
ها "آنارشیسم" در هر موضوع، زمانی اتفاق می افتد که مبنا و الگویی در آن
مسئله، مورد توافق و اجماع همگان نباشد. ناظر به همین نکته است که تعبیر
"قانون بد"، بهتر از بی قانونی است -که البته شاید در مطلق شرایط صحیح
نباشد اما در بیشتر موارد صادق می نمایاند- در افکارعمومی جای گرفته است
چون اگر قرار باشد حاکمیت الگو و قانونی هرچند ضعیف در سرزمینی معطل و بی
مقدار شمرده شود، سنگی روی سنگ باقی نخواهد ماند.
البته این الگو صرفا منحصر در بحث قانون
و قانونگرایی نیست مثلا در یک خانواده اگر زن خانه قوامیت و ولایت شوهر را
نپذیرند گرما و صمیمیت و حتی فیزیک آن خانواده غالبا محکوم به فروپاشی
است. این نسبت در رابطه دانش آموزان و مدیر مدرسه و نیز رابطه کارگر و
کارفرما حکمفرماست. در این میان، بدیهی است وظیفه ای که برعهده رسانه های
جمعی بهویژه رسانه ملی است، دعوت و تشویق هرچه بیشتر مردم به گردن نهادن
به این الگوها و مراجع جهت زمینه سازی الگوپذیری و ضابطه مندی در آنان و
مبارزه با هرج و مرج است.
در ادامه مطلب نقد بر نقد را نیز مطالعه کنید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
88/09/02ساعت 11:55  توسط هادی قربانی
|
|
چندی پیش در برنامه موسوم به سینما چهار که در شبکه چهار سیما تهیه و پخش می شود، فیلمی محصول کشور اسپانیا با عنوان دوبله شده دریای درون پخش شد و واکنش های تندی را به خصوص از سوی یکی از جراید پرنفوذ در پی داشت که با توبیخ و تذکر به مدیران برنامه همراه شد. پیام یک خطی فیلم را شاید بتوان این گونه بیان کرد؛ زندگی کردن یک حق است نه یک وظیفه. در حال حاضر سریالی از شبکه سوم سیما با عنوان کلید اسرار، محصول کشور ترکیه، هر هفته روی آنتن می رود که در هر قسمت با اپیزودهای جداگانه و حضور راوی داستان به سبک سریال خارجی و نام آشنای این یک داستان واقعی است که سابق بر این از شبکه تهران پخش می شد، به بررسی حوادث رخ داده در هر داستان و علل تماماً متافیزیکی آنها می پردازد. حسب اتفاق - یا تعمداً - در هر قسمت از این مجموعه و حداقل در یک یا دو اپیزود آن، فردی که آشکارا گناهی در محضر پروردگار مرتکب شده یا حقی از مردم ضایع کرده غفلتاً در راستای عقوبت الهی در این دنیا دچار نقص عضو می شود. شاید در نگاه اول این روال عادی و حتی آموزنده یی از داستان تلقی شود اما برخی از هموطنان ما که دارای معلولیت هستند، مایلند این سوال را از شما بپرسند؛ آیا ما مرتکب گناه کبیره و خطای نابخشوده یی شدیم که از منظر شما دچار نقص هستیم؟ اولین پاسخ ممکن است به این طریق باشد که درست است در این سریال عقوبت خطاکاران در بعضی موارد با معلول شدن همراه می شود اما از طرف دیگر این دلیل نمی شود هر کسی را که امروز دارای معلولیت است، گنه کار و عقوبت کش خطاهای گذشته بپنداریم. اما آیا پاسخ شما می تواند پرسشگر ما را قانع کند؟ بگذارید ببینیم چرا نه. این سریال و برنامه هایی از این دست با وجودی که قصد تهمت زدن و افترا بستن به افراد دارای معلولیت را ندارند، اما با نمایش اینچنین رخدادها در طول یکدیگر تصویری را در ذهن مخاطب ترسیم می کنند که پندارهای منفی را در ارتباط با مفهوم و برداشت از نقص عضو و علل رخداد آن به وجود می آورد. برای نشان دادن این پندارها شاید بهتر باشد ابتدا به معیارها و استانداردهای بین المللی در رابطه با مبحث معلولیت نظری اجمالی بیندازیم. از آغاز تاریخ بشر سه مدل اصلی برای ناتوانی و دیدگاه مسلط هر دوره نسبت به موضوع معلولیت را می توان برشمرد. الگوی اخلاقی که قرن ها و شاید از ابتدای تاریخ تا دهه های معاصر به رغم وجود استثنائاتی سلطه خود را بر ذهن عموم افراد اجتماع اعمال می کرد، ناظر بر مترادف بودن معلولیت با گناه و شرم است و فرد معلول را منحوس می داند و از جامعه طرد می کند. بر اساس الگوی پزشکی که در سال های بعدی خود را نمایان ساخت معلولیت نوعی بیماری تلقی می شود که باید درمان شود و جامعه هیچ مسوولیتی در فراهم کردن شرایط برای حضور فرد در جامعه ندارد و وی باید تا بازیافتن سلامتی کامل خود در انتظار بماند.
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/12/15ساعت 14:33  توسط هادی قربانی
|
| تعزیهخوانان گله كردند.گروههای تعزیهخوان به دلیل نبود مكانی ثابت، فقط در ایام ماه محرم در طول سال فرصت اجرای برنامه دارند و این فرصت محدود هم بهانهی شد تا آنها از دغدغههای و شرایط این روزهای تعزیه بگویند.
گروههای تعزیهخوان به دلیل نبود مكانی ثابت، فقط در ایام ماه محرم در طول سال فرصت اجرای برنامه دارند و این فرصت محدود هم بهانهی شد تا آنها از دغدغههای و شرایط این روزهای تعزیه بگویند. ● «تعزیه» ایران دچار مشكل عدم ساماندهی و حمایت است مرشد محسن میرزاعلی جوانترین نقال و پردهخوانی است كه این روزها در مجموعهی تئاترشهر به اجرای برنامه میپردازد؛ او كه از نوادگان تعزیهخوانان تكیه دولت است، دربارهی داشتن گروه ثابت برای اجرای برنامه به خبرنگار تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، میگوید: خوشبختانه گروه ثابتی با نام حضرت رقیه(س) داریم و از این بابت مشكلی نیست. اما در كل تعزیه ایران دچار مشكل عدم ساماندهی و حمایت است. امروز هم به همت چند تن از دوستان تئاتری است كه كاری برای اعضای این گروهها انجام میشود. او یكی از راههای برون رفت از مشكلات فعلی گروههای تعزیه را، استفاده از تمام تعزیهخوانان دانست. محسن میرزاعلی توضیح میدهد: مشكل زمانی حل میشود كه همه سرگرم كار باشند و كارها باید به طور عادلانه میان همه تقسیم شود. هر یك از تعزیهخوانها هنر خاص خود را دارد كه باید از آن بهرهمند شویم. نباید روابط را جایگزین ضوابط كرد. این مرشد هنرمند ۲۵ساله كه همراه پدرش مرشد ابوالحسن میرزاعلی كار میكند، ادامه میدهد: تعزیهخوان دو نیاز اصلی دارد، حق خودش را به طور عادلانه دریافت كند و امكان بروز و ظهور هنرش را داشته باشد. ● اصالت تعزیه را از بین بردهاند اما پدر این هنرمند، مرشد ابوالحسن میرزاعلی كه از جمله نوادگان تعزیهخوانان تكیه دولت است، ادامه میدهد: تعزیهخوانی كار دایمی نیست، بلكه هرزمان كاری داشته باشند با عدهی بخصوصی همكاری میكنند. او كه پنج شش سالی است، تعزیهخوانی را كنار گذاشته میگوید: |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/10/21ساعت 22:47  توسط هادی قربانی
|
نمایش مانیفست چو؛ خشونت، پرخاشگری، مهاجرت و بی عدالتی را در جوامع از هم گسیخته روایت می کند و حکایت آدمی به انتها رسیده و خسته از زندگی است.
این نمایش به زبان انگلیسی اجرا می شود و اولین نکته ای که در بدو ورود به سالن نمایش توجه هر بیننده ای را جلب می کند. بازیگرانی با لباس هم شکل، و شبیه به لباس نظامیان با اسلحه است. که تماشاگران را به آرامش، خاموش کردن تلفن همراه، و نشستن بر روی صندلی باپرخاش و فریاد هدایت می کنند. نمایش در همان بدو ورود قراردادخود را با تماشاگران را اعلام می کند.که با نمایشی سرشار از خشونت و پرخاشگری طرف است. در واقع تماشاگران نمایش هم جزیی ازشاهدان وحاضران یا گروگان های این شش نفربازیگر،ونمادی ازدانشجویان دانشگاه ویرجینا هستند .و شاهد تمام حوادثی خواهند بود که بر سر «چو» می آید.
نمایش «مانیفست چو» بر اساس بازی سازی بازیگران و به کمک یک راهبر بزرگتر که توسط «مرحوم احمد آقالو» بازی شده و از طریق ویدئو پروژکشن پخش می شود به تماشاگران ارایه می شود بازیگران سعی می کنند با توجه به مستنداتی که در مورد «چو»وجود دارد دست به بازسازی قتل عام دانشگاه ویرجینا بزنند. پس می توان این نمایش را از نوع نمایش های مستند تلقی کرد. نمایشی که اولین حرکت های آن توسط «پتروایس »با نمایشنامه های« استنطاق»و« ماراساد» در نمایشنامه نویسی دهه(۶۰ )آلمان شکل گرفت. این نوع نمایش ها مسائل روز، به خصوص مسائل سیاسی را مورد توجه قرارمی دهند.«محمد رحمانیان »نیز طبق حادثه دانشگاه ویرجینا مدارک ،اسناد و اتفاقات مورد نظرش را در رابطه با «چو»جمع آوری کرده، و نمایش «مانیفست چو» را به اجرارسانده است.
مولفه هایی که در نمایش «مانیفست چو» وجود دارند بسیارند که تک تک به بررسی آنها خواهیم پرداخت. اصولا در هر جامعه ای خشونت ریشه در هنجارها و ناهنجاری های اجتماعی دارد به خصوص در جوامع غربی که پایبندی به بنیانی چون خانواده کمتر شده و روز به روز گسست و از هم گسیختگی روابط فرد با جامعه، خانواده و همسالان خود بیشتر می شود. درعین حال فرد خود را تنها و منزوی احساس می کند و
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/10/20ساعت 23:57  توسط هادی قربانی
|

|
در صف طولانی اتومبیلهایی كه قرار است فاصله میان میدان ونك تا میدان ولیعصر را طی كنند، اتوبوس تاریخ مصرف گذشتهای كه من هم سوار بر آن شدهام از حركت ایستاده است. فرصت خوبی است تا با نگاه كردن به چند خط یادداشت كوتاهی كه در دفترچهام نوشتهام، به این مساله فكر كنم كه موزه مردمشناسی كاخ سعدآباد چه نسبتی با فیلم سینمایی تردید دارد؟ با خودم میگویم قواعد سینمایی را آنقدر بلد شدهام كه بتوانم حتی پیش از رسیدن به سر صحنه فیلمی سینمایی مقدمه مطلب را بر اساس اطلاعات قبلی یك بار در ذهن خودم بنویسم. شاید كریم مسیحی پس از سالهای طولانی تصمیم گرفته با پرداختن به بخشی از فرهنگ و هنر جامعه ایرانی كه منبعث از سینمای ملی است باور كنید مساله میتواند به همین اندازه پیچیده باشد فیلمی فاخر و ملی بسازد، شاید هم مانند فیلم بید مجنون ساخته مجید مجیدی قرار است بخشهایی از این فیلم در این محل فیلمبرداری شود. پس از رسیدن به سعدآباد و راه رفتن در یك سربالایی نفسگیر و همزمان شدن آن با شنیدن صدای كلاغها و ترانه «دیگه عاشق شدن ناز كشیدن فایده نداره» كه از نزدیكی موزه مردمشناسی و در واقع سفرهخانه شنیده میشود، تصمیم میگیرم ذهنم را از همه پیشفرضهای گذشته پاك كنم. حتی به این مساله هم فكر نمیكنم قصهای كه اقتباسی آزاد از داستان هملت است چه ویژگیهایی دارد كه باید بخشی از آن در كاخ سعدآباد مقابل دوربین برود؟ یا اینكه این قصه در فضایی ایرانی چه سرنوشتی پیدا خواهد كرد؟ «پدر سیاوش روزبهان بر اثر حادثهای مرده و عموی او اختیار ثروت خود و برادرش را به دست گرفته است. سیاوش عاشق مهتاب، دخترعمهاش است. انوری، پدر مهتاب، مباشر روزبهان است. سرگشتگی سیاوش از مرگ پدر تمام نشده كه خبر ازدواج قریبالوقوع عمو با مادرش را میشنود. سیاوش طی ماجراهایی میفهمد پدرش كشته شده در این هنگام به سراغ دوست قدیمیاش گارو میرود و ....» این خلاصهای از داستان فیلم تردید است كه با تایپ كردن نام فیلم در موتورهای جستجوی فارسی به آن میرسیم. بیش از این هم نمیتوان خلاصهای از داستان این فیلم را پیدا كرد. البته همه گزارش پشت صحنه یك فیلم سینمایی به خلاصه داستان آن محدود نمیشود و میتوان چیزهای زیادی را برای توصیف پیدا كرد. واروژ كریم مسیحی، كارگردان فیلم جلیقهای سورمهای به تن و مویی كمپشت دارد و شلوار مشكی و كفش راحتی به پا كرده است و ضمنا نمایاب و موبایل هم از گردنش آویزان نیست. خاطره اولین برخوردم با او مربوط به سال ۸۰یا۸۱ بود برای آدمیكه ۲۰ سال است فیلم نساخته، یك سال چه فرقی میكند؟ آن موقع هنگام تدوین فیلم «تفنگ سرپر» بود كه گفت میخواهد فیلمی بسازد كه برداشتی آزاد از داستان هملت است. شاید |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/10/17ساعت 17:20  توسط هادی قربانی
|
با استناد به نظر مسئولان بلندمرتبه کشور فیلمسازان ما به بلوغی رسیدهاند که میتوانند بخشهایی از سینما را اداره کنند. من فکر میکنم راه برون رفت خانه سینما از چنین مشکلاتی ایجاد همین پیوندها است.
صبح امروز نخستین نشست رسانه ای محمدمهدی عسگرپور؛ مدیر عامل خانه سینما با حضور نمایندگان رسانه های مختلف برگزار شد. وی در ابتدای این نشست گفت: این نخستین نشست رسمی من است. خانه سینما مرکز تولیدی و برنامهساز نیست که در مورد برنامهها، برپایی چند کارگاه آموزشی یا نمایش آثار برنامهریزی کند. جامعه اصناف سینمای ایران در هر دوره باید استراتژی خود را ارائه دهد و ما قرار است در ارائه این برنامهها اهداف کلی خانه سینما را مرور کنیم.
وی در ادامه افزود: این سینما در سالهای اخیر ما را به جایی رسانده که باید بایستیم و درباره آن صحبت و بررسی کنیم که آیا این ساز و کار فعلی جوابگو هست یا خیر. یا این سینما به صلاح است به این رویه اداره شود یا نه. به هر حال در چند دوره گذشته با تلاشهای مدیریت خانه سینما باید دید به چه نقطهای رسیدهایم و تعریف ما به طور کلی از صنف چیست.
عسگرپور تصریح کرد: در خانه سینما به طور مثال گاهی اوقات حرکتی شکل میگیرد که به موضوع معیشت میپردازد. ولی در همان دوران باز ما شاهد شکایتهایی هستیم که میگویند چرا فعالیتها فراتر از موضوعهای صنفی نیست. به هر حال ما در حال تجربه کردن هستیم. ساختار تشکیلاتی خانه سینما به زودی به ۳۰ یا ۳۱ صنف میرسد.
وی تاکید کرد: باید نظامی مشخص به وجود آید و صنوف درجهبندی شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/09/25ساعت 23:38  توسط هادی قربانی
|
با استناد به نظر مسئولان بلندمرتبه کشور فیلمسازان ما به بلوغی رسیدهاند که میتوانند بخشهایی از سینما را اداره کنند. من فکر میکنم راه برون رفت خانه سینما از چنین مشکلاتی ایجاد همین پیوندها است.
صبح امروز نخستین نشست رسانه ای محمدمهدی عسگرپور؛ مدیر عامل خانه سینما با حضور نمایندگان رسانه های مختلف برگزار شد. وی در ابتدای این نشست گفت: این نخستین نشست رسمی من است. خانه سینما مرکز تولیدی و برنامهساز نیست که در مورد برنامهها، برپایی چند کارگاه آموزشی یا نمایش آثار برنامهریزی کند. جامعه اصناف سینمای ایران در هر دوره باید استراتژی خود را ارائه دهد و ما قرار است در ارائه این برنامهها اهداف کلی خانه سینما را مرور کنیم.
وی در ادامه افزود: این سینما در سالهای اخیر ما را به جایی رسانده که باید بایستیم و درباره آن صحبت و بررسی کنیم که آیا این ساز و کار فعلی جوابگو هست یا خیر. یا این سینما به صلاح است به این رویه اداره شود یا نه. به هر حال در چند دوره گذشته با تلاشهای مدیریت خانه سینما باید دید به چه نقطهای رسیدهایم و تعریف ما به طور کلی از صنف چیست.
عسگرپور تصریح کرد: در خانه سینما به طور مثال گاهی اوقات حرکتی شکل میگیرد که به موضوع معیشت میپردازد. ولی در همان دوران باز ما شاهد شکایتهایی هستیم که میگویند چرا فعالیتها فراتر از موضوعهای صنفی نیست. به هر حال ما در حال تجربه کردن هستیم. ساختار تشکیلاتی خانه سینما به زودی به ۳۰ یا ۳۱ صنف میرسد.
وی تاکید کرد: باید نظامی مشخص به وجود آید و صنوف درجهبندی شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/09/25ساعت 23:37  توسط هادی قربانی
|
|
موسسه فیلم آمریکا روز گذشته فهرست ده فیلم برتر جهان در سال ۲۰۰۸ را منتشر کرد که در این فهرست نام فیلم ضدایرانی "کشتی گیر" که توهینی آشکار به پرچم جمهوری اسلامی ایران می کند، به چشم می خورد و هالیوودی ها این بار با این فیلم رویاروی ایرانی ها قرار گرفتند تا شاید بتوانند شکست های گذشته خود را جبران کنند! به نقل از "لنتارو"، موسسه فیلم آمریکا(AFI)روز گذشته فهرست ده فیلم برتر جهان را اعلام کرد که در این میان نام فیلم توهین آمیز "کشتی گیر" دیده می شود که البته در رده دهم این جدول قرار گرفته است! این فیلم که هنوز در سینماها اکران نشده است، از سوی این موسسه به عنوان دهمین فیلم برتر جهان در سال ۲۰۰۸ شناخته شده است! غرض ورزی سینمای آمریکا در این انتخاب موضوع عجیبی نیست چراکه سینمای آمریکا همواره سعی در تخریب کشورهای اسلامی و به ویژه جمهوری اسلامی داشته و ساخت یک فیلم توهین آمیز و به دنبال آن اهدای جوایزی چون بهترین فیلم جشنواره فیلم "ونیز" و انتخاب آن به عنوان یکی از ده فیلم برتر جهان، ادامه این سیاست هاست. پیش از این نیز هالیوودی ها با فیلم ضدایرانی "۳۰۰" جنجال زیادی به راه انداختند. انیمیشن "پرسپولیس" ساخته مرجان ساتراپی هم نمونه بارز توهین آشکار به اعتقادات مردم ایران است که غربی ها به عنوان ابزاری برای ابراز عقاید خصمانه خود درباره ایران در بوق و کرنا کردند. فیلم "سنگسار ثریا م" هم که در سال جاری میلادی به اکران درآمد، داستان زنی را بیان می کرد که به دلیل داشتن روابط جنسی خارج از خانواده، بر اساس قانون شریعت ایران به سنگسار محکوم شده است. و آمریکایی ها با این فیلم نیز می خواستند به نوعی احکام دین اسلام را به سخره بگیرند که موفقیت چندانی نصیبشان نشد. بر اساس این گزارش، فیلم سینمایی "شوالیه تاریکی" ساخته " کریستوفر نولان"به عنوان بهترین فیلم جهان در سال ۲۰۰۸ انتخاب شد. "مرد آهنی" ساخته "جان فاواریو"؛ "موضوع عجیب بنیامین باتن" به کارگردانی "دیوید فینچر"؛ "فارست/نیکسون" ساخته "رون هاوارد"؛ "رود یخ زده" ساخته "کانتری هانت"؛ "گرن تورینو" اثر "کلینت ایستوود"؛ "میلک"ساخته "گاس ون سنت"؛ "وال-ای" به کارگردانی" اندرو استنتون" و فیلم "وندی و لوسی" به کارگردانی" کلی ریشار" به ترتیب در رده دوم تا نهم این فهرست جای گرفتند.
|
| شبکه خبری برنا (www.bornanews.ir) |
+ نوشته شده در
87/09/25ساعت 23:26  توسط هادی قربانی
|
آیا موضوع یك نمایش كمدی همیشه به خود زندگی ارتباط دارد؟ بسیاری از هنرمندان و متفكران معتقدند زندگی بیش از آن كه تراژیك باشد، كمیك است و اگر كمدینویس با رویكردی تحلیلگر و نكتهبین به رخدادها بنگرد، موضوعهای كمیك متنوعی را میتواند بیابد و با پردازشی ساختاری برای اجرای روی صحنه آماده كند.
اگر این حقیقت را بپذیریم، در آن صورت باید دستكم نیمنگاهی به سبك، شیوه و ژانر یك نمایش كمدی بیفكنیم. كمدی میتواند واقعگرایانه و نیز با رویكرد تخیلی و فانتزیك ارائه شود. معمولا در سبك واقعگرایانه، تناقضات و نبایدهای دور از انتظار و نیز موقعیتهای خاصی كه همواره تفاوتهای عمدهای با موقعیتهای دیگر دارند و نیز عادات، گفتار، خلق و خو و رفتار خاص یك شخص یا قشر و طبقه اجتماعی معین نیز میتواند پسزمینه شكلگیری یك نمایش كمدی باشد. در نتیجه اگر بخواهیم برای پرسش نخست پاسخی بیابیم، باید گفت كمدی و فانتزی حتی اگر به شكلی بسیار تخیلی و افسانهای هم ارائه شود، باز الزاما باید به برخی واقعیتهای مربوط به زندگی انسان و خود او مرتبط باشند تا جنبههای متناقض و پارادوكسدار آنها به طور خلقالساعه هنگام تماشای نمایش به تحلیل درآیند و تماشاگر را به دادههای نمایش بخنداند.
نمایش «كارناوال با لباس خانه» به نویسندگی و كارگردانی چیستا یثربی كه هماكنون در تالار قشقایی و مجموعه تئاتر شهر اجرا میشود، نمونهای بحثانگیز برای نگاه به نمایش كمدی است.
در نمایش كارناوال با لباس خانه به نویسندگی و كارگردانی چیستا یثربی با ۵ كمدی تكپردهای كوتاه روبهرو هستیم كه تاملی كوتاه در این نوع نمایش را الزامی میكند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/09/04ساعت 14:25  توسط هادی قربانی
|
نشست خبری مدیر مرکز هنرهای نمایشی صبح امروز درحالی برگزار شد که وی در اظهار نظری تازه از احتمال فروریزی کامل ساختمان تئاتر شهر به دلیل عملیات ساخت مترو در ضلع شمالی و عملیات ساخت مجتمع فرهنگی در ضلع جنوبی خبر داد.
حسین پارسایی در این نشست خبری که به منظور تشریح فعالیتهای دو ماهه اخیر مرکز هنرهای نمایشی در سالن کنفرانس تئاتر شهر برگزار شد با اعلام اینکه از زمان ریزش دیوار تالار قشقایی اقدام چشمگیری توسط هیچ نهادی صورت نگرفته است خاطر نشان کرد: متاسفانه دراین مدت فقط جلسه گذاشتیم و حرف زدیم و قول گرفتیم اما عمل شاهد هیچ اتفاق مثبتی دراین زمینه نبودیم .
وی افزود : با توجه به مطالعاتی که داشتم اگر این ریزش ادامه پیدا کند به دلیل اینکه سازه مجموعه تئاتر شهر مدور است، این ریزش باعث خواهد شد که نصف ساختمان تئاتر شهر به یکباره فرورریزد .
مدیر مرکز هنرهای نمایشی درمورد عملیات ساخت ایستگاه مترو در ضلع شمالی مجموعه تئاتر شهر هم گفت : متاسفانه با وجود جلسات و اعتراضهایی که از سوی ما و اهالی تئاتر چندی پیش برای ساخت ایستگاه مترو انجام گرفت اما چند روز پیش متوجه شدم که حفاریهای انجام گرفته تا ۴۰ متری ستونهای تئاتر شهر نیز ادامه پیدا کرده است .
پارسایی ادامه داد: در اینکه ایستگاه مترو و اماکن مذهبی باید در هر منطقه و شهری وجود داشته باشد شکی نیست و همه بدانند جامعه هنری کشور به هیچ عنوان منکر ساخت و ساز این اماکن تاثیر گذار و مذهبی نیست و به همین خاطر نباید به عدهای اجاز سوء استفاده بدهیم که از ادبیات ما تعبیر دیگری کنند . ما فقط خواهان این هستیم که اگر قرار است این اماکن درمحوطههای کناری مجموعه تئاتر شهر ساخته میشوند متناسب وضعیت این مجموعه که قلب تئاتر کشور است ساخته شوند .
وی تاکید کرد : از نطر من مجموعه تئاتر شهر یا برای عدهای مهم نسیت یا برای عدهای مهم است. اگرمهم است چرا به آسیبهای آن توجهی نمیکنند و اگر توجه میکنند چرا تا این حد در ترمیم آن تاخیر دارند .
● ار تئاتر خصوصی در حاشیه جشنواره تئاتر فجر برگزار می شود
به گزارش خبرنگار ایلنا در ابتدای این نشست حسین پارسایی در پاسخ به سوالی مبنی بر برگزاری یا برگزار نشدن . . .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/08/29ساعت 13:36  توسط هادی قربانی
|
تالار سایه غروب این روزها مملو از تماشاگرانی است كه میآیند یكی از بهترین آثار شاعر و نویسنده اسپانیایی، فدریكور گارسیا لوركا را با اجرایی كاملا تئاتری ببینند.
یرما به كارگردانی رضا گوران اثری با غنای بصری از كار درآمده كه در عین حال قصه گوییاش را هم حفظ كرده است. بازی زیبای سهیلا گلستانی در نقش یرما كه جایزه بازیگر برتر زن را از جشنواره پیشین تئاتر نصیبش كرده ،گواهیاست بر این مدعا كه با تماشای یرما، اوقات خوبی را در سایه خواهید گذراند و تفاوت عملكرد كارگردان در دو اثر متاخرش را خواهید دید. هر چند گوران ترجیح میدهد بگوید كه حاصل تلاش تك تك افراد گروه است و اصرار دارد از همه آنها سپاسگزاری كند؛ از بازیگران نمایش كه پا به پا ی او كار كردهاند و برایشان تئاتر مهمتر از پول بوده است، از گروه كارگردانی و دستیارانش، گروه طراحی صحنه و لباس و همه كسانی كه به هر شكلی با این مجموعه همكاری كردهاند.
یرما نمایشنامهشناخته شدهای حتی برای مخاطبان تئاتر است، اما این بار گویی یرما براساس یك دیدگاه اجرایی انتخاب شده تا آن طور به نمایش گذاشته شود كه كارگردان تصور و تجسم كرده است. یا به عبارتی دیدگاههای اجرایی منجر به انتخاب نمایشنامه شده است نه بالعكس. واقعا همین طور است؟
من همیشه یكایده كلی در ذهنم دارم و میدانم كه قرار است چه بكنم. بعد از آن در جریان كار اینایده پرداخته میشود و جزئیاتش را تعیین میكنیم. مدتی پیش سفری به سوئیس و هلند داشتم و در كارگاههای كارگردانی شركت كردم. در این كارگاهها شیوههای اجرایی متفاوتی را تجربه كردم. بله یرما متاثر از دیدگاههای اجرایی من انتخاب شد ولی در حین تمرین بر دیدگاههای من تاثیر گذاشت و روش كارگردانی مرا تكمیل كرد. اگر در جشنواره تئاتر فجر هم یرما را دیده باشید متوجه تفاوتهای محسوس آن شدهاید و دیدهاید كه چگونه این نمایش از آن زمان تا اجراهای فعلی كاملتر شده است. این كامل شدن نتیجه صرف كارگردانی من نیست بلكه اثر خودش را كامل كرده است.
اصولا معتقدم كه تئاتر حیات دارد و میتواند خودش را تكمیل كند. شاید یك كارگردان سینما یا تلویزیون بتواند با نحوه تدوین فیلمش تغییرات زیادی در آن ایجاد كنداما در نهایت تغییرات او محدود به تعداد و نوع برداشتهایی است كه در دست دارد. اما در تئاتر میتوان هر روز تغییر كرد و پویاتر بود. در كارگردانی یرما ایجاد فضایی ایزوله و مینی مالیستی را در ذهن داشتم ؛ فكر میكنم روانكاوی شخصیت یرما و روایت این نمایشنامه كه همه چیزش از دریچه ذهن یرما تعریف میشود، هم اینامكان را میداد كه به سمت این نوع كارگردانی بروم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/07/11ساعت 23:19  توسط هادی قربانی
|
"دعوت" برای ابراهیم حاتمیکیا مثل پا گذاشتن به یک میدان مین و شروع تمرین فیلمسازی در ساحتی جدید است؛ اما در واقع یک آغاز محتاطانه و محافظهکارانه است برای ورود به سینمای اجتماعی.
"دعوت" روایت زنان در موقعیتهای مختلف است که هر یک با پدیده کودک ناخواسته مواجه میشوند و برای حل مشکل به سقط جنین روی میآورند، حاتمیکیا تلاش کرده مسئولیت پدر و مادر شدن را به جامعه گوشزد و بچهدار شدن را دعوتی بداند که کودکان بیگناه با آن مواجه میشوند و پدر و مادر حق ندارند نشانه مسلم خدا را پس بزنند یا پس بدهند.
نکته قابل توجه "دعوت" آن است که اولین فیلم حاتمیکیا است که مستقیم یا حتی غیر مستقیم به مفاهیم ایدئولوژیکی چون جنگ و انقلاب و... ربط ندارد و در تولید آن ستارههایی چون محمدرضا شریفینیا، مهناز افشار، محمدرضا فروتن و... دعوت شدهاند. این مولفهها دیدن "دعوت" را با حساسیت و اشتیاق بیشتری برای مخاطبان مواجه میکند.
آمارهای خطرناک و رو به تزاید سقط جنین در محافل رسمی و غیر رسمی لابد بهترین دلیل بوده تا کهنهکارگردان جنگ به فکر ساختن فیلمی با موضوع سلب حق حیات از نوزادان ناخواسته بیفتد. این تغییر جسورانه ساحت فیلمسازی با توجه به شرایط زمان در جای خود میتواند نقطهای مثبت در کارنامه حاتمیکیا ثبت شود.
باید توجه داشت که حاتمیکیا تقریبا در انواع روایت از جنگ به اشباع رسیده بود؛ از آغازی مثل "هویت"، "دیدهبان" و "مهاجر" تا "آژانس شیشهای" و "موج مرده" و "به نام پدر". جالب اینکه او قبل از هر منتقدی موقعیت اشباعشده خود را شناخت و پای به مرحلهای جدید از فیلمسازی گذاشت، جسارتی که هر کارگردانی به آن نزدیک نمیشود.
در "آژانس شیشهای" حاتمیکیا پیچیدهترین، کاملترین و جذابترین نوع روایت را از جنگ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/07/11ساعت 23:3  توسط هادی قربانی
|
از دیدگاه مدرنیستها هنر گسترهای است که در آن میتوان به وحدت و استقلال دست یافت و راهی است که می توان با آن بسیاری از نابسامانیها را نظم بخشید اما در دیدگاه پست مدرنها دگرگونی و آشفتگی میتواند جزء ذاتی هنر باشد.
در دوران رنسانس فلاسفه بر این باور بودند که انسان موجودی اندیشمند و خرد محور است که در پرتو خرد می تواند مشکلات خویش را حل کند اما در دنیای پسامدرن این انسان عقل محور استیلای خرد خود را از دست داده و هنرمندان نیز به جای تاکید به خرد آدمی بیشتر بر ساحت ناخود آگاه ذهن پسامدرنیستها جستجوی هرگونه معنا و غایت را در زندگی بیهوده دانستند. هنرمند پسامدرنیست نیز درصدد نبود که به اثبات نظم و انسجام در ساحت طبیعی بپردازد بلکه سعی کرد شکل در هم ریخته واقعیت را به نمایش بگذارد.
از دیدگاه پسامدرنیستها حقیقت ثابتی وجود ندارد و هیچ چیز حقیقت نیست مگر آنکه کسی آن را در ذهن خود حقیقت بپندارد. بنابراین دانش و حقیقت امور ذهنی هستند که هر کس متناسب با حالات درونی خود در می یابد. بنابراین آنچه ما حقیقت میپنداریم جایگاه آن در درون آدمیان بوده و به عوامل مختلفی چون زمان و مکان و فرهنگ و جامعه بستگی دارد.
در هنر پسامدرن معیارهای عقلی جای خود را به مسائلی بدون انسجام داد. پسامدرنیستها موضوع اصلی هنر را در ضمیر ناخود آگاه بشری جستجو می کردند اما از سوی دیگر به دلیل توجه بیش از حد به دنیای درون خود را در تقابل با ارزشهای حاکم بر جامعه قرار می دانستد.
از ویژگی های هنر مدرنیستی را می توان خود پایندگی آن دانست بدین معنا که
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/04/17ساعت 2:8  توسط هادی قربانی
|
+ نوشته شده در
87/04/03ساعت 23:11  توسط هادی قربانی
|
دستشان از دیرباز با قلم زدن، بافتن، كوفتن و... و نوازشكردن آشناست. باید دل داشت تا فهمید این دستها، زن و مرد و پیر و جوان نمیشناسد؛ چرا كه آمده است به بیارزشترین مواد خام، نقشی و رنگی بدهد تا جانبخشی و تولد را از نو معنا كند.وقتی چوب خشك درختان چون موم از عشق نرم میشود، وقتی میلههای آهنی سرد در برابر آتش نگاه هنرمندشان تاب نمیآورد و آب میشود، چگونه میتوان گذاشت و گذشت و مهربانی دستها را از یاد برد؟ این دستها امروزی نیست. هزاران سال است در كار شیدایی است.
این دستها امروزی نیست، ولی مدتهاست كه سنگ برداشته و محكم بر سینه میكوبد تا بلكه فریادرسی پیدا شود و اصالت عشق زنده بماند، اصالتی كه هیچ جای دنیا هنوز نتوانسته آن را رج بزند و بیهویتش كند.
امروزه هرچند بیش از ۲۵۵ رشته صنایع دستی در كشور شناسایی شده، اما متاسفانه به دلایل متعددی مانند تامین نبودن معاش هنرمندان، تغییر كاربری صنایع دستی و تبدیل شدن به تزیینات ویترین منازل و... بسیاری از آنها در حال فراموشی و منسوخ شدن است. این گزارش به هنر فراموش شده شعربافی و وضعیت آن در حال حاضر پرداخته شده است.
شعر به فتح حرف شین به معنای موی انسان یا حیوان و به پارچههای سیاهی گفته میشوند كه از جنس ابریشم هستند و در آنها به صورت راه راه از رنگهای دیگر استفاده شده است. شعر هم در یزد بافته میشود و هم در كاشان! اما شعرهای كاشان معروفترند. تاریخ دقیق اولین دستگاه بافندگی معلوم نیست. شاید بتوان گفت هنر پارچه بافی در ایران قدمت چند ساله دارد.
در حال حاضر حدود ۵۰ دستگاه شعربافی در محلهها و
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/30ساعت 8:10  توسط هادی قربانی
|
با اكبر زنجانپور درباره دنیای بازیگری و «كارآگاهان»
چهرهاش خستهتر از همیشه بود. بخوبی میشد تكیدگی را در چهرهاش دید. حرفهایش مثل چهرهاش خسته بود. میگوید: تمام زندگیام را وقف تئاتر كردم. پشیمان نیستم، اما رنجهای بسیاری كشیدم. از وقتی برای اولین بار روی صحنه تئاتر رفت تا زمانی كه دكتری افتخاری وزارت ارشاد را دریافت كرد سالهای زیادی میگذرد؛ اما هنوز تئاتر همه چیز اوست.
اكبر زنجانپور پرونده قابل قبولی در تئاتر دارد، اگرچه نتوانست این موفقیت را در سینما و تلویزیون به دست آورد. با او از سالهای جوانیاش سخن گفتیم. اگرچه بهانه ما، نقش حاتم در سریال «كارآگاهان» بود.
بازیگری را از زمان دانشجویی آغاز كردید. از این شروع برایمان بگویید.
به صورت حرفهای در سال ۱۳۴۵ با بازی در تئاتر «چوب زیر بغل» روی صحنه تئاتر رفتم كه در این نمایش نقش اول را هم به عهده داشتم؛ البته پیش از آن در دوران مدرسه تئاتر بازی میكردم، اما نه به شكل حرفهای.
● بازی در تئاتر اولین گزینه شما بود؟
▪ بله.
● در تئاتر به دنبال چه چیزی بودید؟
▪ نمیدانم، چون در دوران جوانی بیشتر ناخودآگاه آدم است كه او را به حركت وامیدارد. بازی در تئاتر را دوست داشتم و هیچ وقت هم به دنبال دلیلش نبودم، اما بعدها كمكم متوجه شدم كه با این حرفه عجین شدهام و دیگر نمیتوانم از آن جدا بشوم.
● در ابتدا الگوی خاصی هم داشتید؟ این كه مثلا سبك بازی هنرپیشهای را بپسندید و
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/23ساعت 23:12  توسط هادی قربانی
|
رؤیای نیمه شب پائیز نمایشی آرمانخواهانه است؛ اثری ایده آلیستی با تعلق خاطر تمام و تمام به آنچه كه در ساختار اخلاقیات به عنوان خوب، روشنی و شفافیت تعریف می شود. انسان در این نمایش تصویری مه آلوده دارد؛ مه آلوده و بی قرار در بطن گرافیك شهر ، گریزان از زندگی شهر و در پی گریز به خلوتی كه تا قبل از رسیدن به موقعیت آرمانخواهی ، یك خلأ است؛ یك خلأ فكری و فلسفی و شاید یك یأس فلسفی كه همواره تجربه اش برای هركسی بوده و یا خواهد بود. دیالوگ های رادیویی و تكنیك های شنیداری ابتدای نمایش همواره آغازی ذهنی را برای بافت كلی نمایش تعریف می كنند. شهری پر از ازدحام. دارم فرار می كنم از همه چیز.
از همه كس. از ازدحام ایستگاه های مترو، ویترین، كتاب فروشی ها
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/18ساعت 13:44  توسط هادی قربانی
|

ارکستر سمفونیک و گروه کر به مناسبت نوزدهمین سال ارتحال امام خمینی(ره) ضمن مروری کوتاه بر تاریخ معاصر،کنسرت"همپای جلودار" را به همراه نمایش فیلم در تالار وحدت برگزار کردند.
دربخش نخست دومین شب اجرای این برنامه که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ومعاون امور هنری حضور داشتند،ارکستر سمفونیک تهران به رهبری منوچهر صهبایی و گروه کر به رهبری رازمیک اوهانیان میزبان سه تکخوان و یک تکنواز ساز ایرانی- نی- بودند.
در آغاز برنامه،اثر سعید ذهنی با نام"هجران آفتاب" در پنج قسمت" نور در ظلمت " (شرح دوران قبل از انقلاب)،"طلوع فجر"( پیروزی انقلاب)، "دفاع مقدس"( جنگ تحمیلی) ،"ارتحال" (شرح فراق امام خمینی) و "فرزندان امام " (سپاس ازرهروان راه امام) توسط ارکستر و گروه کر اجرا شد .
در این مجموعه که با تکخوانی علی مینو سپهر و تکنوازی نی آرش فلاح همراه بود به مقتضای هر قسمت فیلم های کوتاهی از مقاطع مختلف تاریخی پخش می شد؛ تاجگذاری محمدرضا پهلوی،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/12ساعت 23:47  توسط هادی قربانی
|
|
|
|
|
|
|
وقتی هواپیمای خواننده ۶۰ ساله ایرلندی در فرودگاه تهران نشست او به یاد رویاهای كودكی خود افتاد كه با خواندن افسانههای پارسی، آرزو داشت كه روزی به این سرزمین سفر كند و حالا كریس دی برگ در تهران است | |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/10ساعت 1:17  توسط هادی قربانی
|

فیلم سینمایی "همخانه" ساخته مهرداد فرید که بر اکران سینماهاست یک کمدی رمانتیک درباره همجواری اجباری یک دختر و پسر جوان و تأثیرپذیری آنهاست که با وجود مستعد بودن به مخاطب خود باج نمیدهد.
فرید در دومین فیلم سینماییاش تلاش کرده در عین وامداری به تعریف خاص خود از سینما که به تعریفی تازه از سینمای مستقل پهلو میزند، رویکردی تازه به جذب مخاطب داشته باشد که به عنوان یکی از وزنههای تعیین کننده در گردش چرخ اقتصاد سینمای ایران مطرح است.
مهرداد فرید پس از سالها سابقه کار مطبوعاتی و ساخت چند فیلم کوتاه به دیدگاهی ویژه به دنیای سینمای حرفهای روی آورد و حاصل این تجربیات و نگاه خاص، فیلم مهجور "آرامش در میان مردگان" شد که با توجه به فضا و حال و هوای تقارن مرگ و زندگی و دغدغههایی خاص که مخاطب پسند نبود، نتوانست در گیشه موفق ظاهر شود.
فیلم هر چند از حضور بازیگران حرفهای تئاتر بهره میبرد، ولی این وجه در کنار نگاه حرفهای حاکم نتوانست کار را به عنوان یک اثر مستقل حرفهای در ذهن همان اندک مخاطب هم ماندگار کند و این گونه است که فیلم دوم فرید را میتوان به منزله شروع دوباره او برای تثبیت جایگاه حرفهای یک فیلمساز در سینمای مستقل قلمداد کرد.
مروری بر روند شکل گیری دیدگاه فرید که با فیلم "همخانه" برجسته شده از جایی اهمیت پیدا میکند که او هر چند در فیلم اولش از مولفههای مخاطب پسند برای باج دادن به تماشاگر پرهیز کرد، در فیلم دومش گامهایی هوشمندانه به سوی مخاطب برداشت ولی همچنان زاویه دید خاص خود را حفظ کرد و به مخاطب باج نداد.
این ویژگی میتواند در وجوه مختلف فیلم مورد تحلیل و ارزیابی قرار بگیرد. در اولین گام ایده اولیه فیلم "همخانه" به نوعی موقعیتی حساس و
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/03/01ساعت 11:54  توسط هادی قربانی
|

تئاتر هنری است که با تماشاگر معنا پیدا میکند. اگر تئاتر را به سه وجه تقسیمبندی کنیم، که یک بخش آن تشکیلات سختافزاری (ساختمان، بخشهای فنی و اداری) و بخش دوم تشکیلات نرمافزاری (گروه هنرمندان) است، بخش دیگر مردم هستند که با رفتن به تئاتر باعث استقرار و تداوم این هنر میشوند. گروه هنرمندان با صرف هزینهها و گرفتن بودجه، یک اثر هنری را آماده اجرای عمومی میسازد. ساختمان و مدیریت تئاتر با حمایت مادی و معنوی از این گروهها و تبلیغات از گروه هنرمندان دعوت به کار میکند تا با ارائه یک اثر هنری ضمن آن که باعث لذت و مسرت مردم میشوند، به گونهای فعال و مؤثر در فرهنگسازی یک جامعه رو به پیشرفت و تعالی نقش داشته باشد |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
87/02/30ساعت 9:46  توسط هادی قربانی
|
این آهنگ جالب از شادمهر هست :
بغض
+ نوشته شده در
87/02/21ساعت 14:50  توسط هادی قربانی
|
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه خراسان، رضا کيانيان بازيگر سينما روز گذشته در جمع دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد دربارهي سينماي ايران گفت: سينماي ايران در ميان مردم و در داخل کشور بسيار ناشناخته و مهجور است و بيشتر ايرانيان از جوايز و موفقيتهاي سينما در جشنوارههاي بينالمللي بياطلاع هستند.
.jpg)
وي با بيان اينکه در ايران با سينما همچون فرزند ناتني برخورد ميشود، اظهار داشت: در تمام دنيا براي سينماي ايران احترام قائل هستند و در بعضي کشورها حتي آمريکا در دانشگاه مباحثي همچون "سينماي ايران" تدريس ميشود.
کيانيان با بيان اينكه سينماي ايران بعد از انقلاب تاکنون بيش از 1600 جايزه بينالمللي کسب کرده است، معتقد است: سينماي ايران در سالهاي اخير با داشتن مديران برجسته و خوب به راه خويش ادامه داد و عرصههاي جهاني را فتح کرد، ولي تئاتر پيشرفت زيادي نکرد.
او در خصوص علت اين امر اذعان داشت: تئاتر يک هنر معترض است و اولين قرباني شرايط بحراني است، اگر حق آن ادا ميشد، امروز تئاتر حرف بيشتري از سينما در دنيا داشت؛ البته در اوايل انقلاب يک دوره شکوفايي تئاتر را داريم اما بعد در زمان جنگ کسي از انتقاد نهفته در تئاتر استقبال نکرد.
وي در عين حال خاطرنشان كرد: امروز تئاتر دارد جايگاه خود را بهدست ميآورد و از کوچکترين فرصت براي رشد استفاده ميکند.
به گزارش ايسنا، اين بازيگر سينما و تئاتر معتقد است: پيش از انقلاب و ظهور سينماي موج نو ايران به لحاظ بازيگري "فردين"، "ملک مطيعي" و "وثوقي" به عنوان سه قلهي بازيگري حضور داشتند، اما امروز سينما بازيگران بسيار ارزندهاي دارد و بيشتر بازيگران جوان ميتوانند در سطح جهان مطرح شوند هر چند متاسفانه اين جوايز آنچنان كه بايد و شايد در داخل كشور مطرح نميشود، در حاليكه جوانان ايراني علاقهمند به شناخت كشور خود هستند و سينما نيز بخشي از هويت كشور ما است و جوايز بينالمللي آن باعث سربلندي و افتخار جوانان ما خواهد شد
+ نوشته شده در
86/09/22ساعت 22:22  توسط هادی قربانی
|